carved

[ایالات متحده]/ka:vd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با کنده‌کاری
v. کنده‌کاری کردن
Word Forms
زمان گذشتهcarved
قسمت سوم فعلcarved

عبارات و ترکیب‌ها

hand-carved

حکاکی شده با دست

intricately carved

با زحمت و با دقت حکاکی شده

wood-carved

حکاکی شده روی چوب

carved stone

حکاکی شده روی سنگ

جملات نمونه

an intricately carved door

یک درب حکاکی شده پیچیده

the wood was carved with runes.

چوب با نقش و نگارهای باستانی حکاکی شده بود.

She carved the chicken.

او مرغ را حکاکی کرد.

The statue was carved out of marble.

مجسمه از مرمر حکاکی شده بود.

the carved fretwork; an intricately carved door; stood as if carven from stone.

شبکه حکاکی شده؛ یک درب حکاکی شده پیچیده؛ ایستاده بود انگار از سنگ تراشیده شده است.

I was carved up by a lunatic in a Porsche.

من توسط یک دیوانه در یک پورشه تکه تکه شدم.

canals carved by the agency of running water.

کانال‌هایی که توسط آژانس آب جاری ایجاد شده‌اند.

the altar was carved from a block of solid jade.

مذبح از یک بلوک یشم جامد تراشیده شده بود.

an inscription was carved over the doorway.

یک کتیبه روی در حکاکی شده بود.

West Africa was carved up by the Europeans.

آفریقای غربی توسط اروپاییان تقسیم شد.

intricately carved and fretted balustrades.

نرده های حکاکی شده و با نقش و نگار پیچیده.

emblems carved in bas-relief

نشان هایی که با برجسته کاری حکاکی شده اند.

One love carved in acajou.

یک عشق حکاکی شده در چوب آکاجو.

lamb that was carved tableside; a tableside recitation of the menu.

گوشت بره که کنار میز حکاکی شده بود؛ یک اعلامیه کنار میز از منو.

He carved the figure of a woman from a piece of wood.

او مجسمه یک زن را از یک تکه چوب حکاکی کرد.

The host carved me a nice piece from the chicken.

میهمان یک تکه خوب از مرغ را برای من حکاکی کرد.

He carved out a name for himself.

او برای خودش نامی به دست آورد.

He carved a doll from a block of wood.

او یک عروسک از یک تکه چوب حکاکی کرد.

kept the carved bone and displayed it as a curiosity.

استخوان حکاکی شده را نگه داشت و آن را به عنوان یک کنجکاوی به نمایش گذاشت.

نمونه‌های واقعی

Their hand-sliced approach means each sandwich is expertly carved to order.

رویکرد برش دستی آنها به این معناست که هر ساندویچی به طور ماهرانه و بر اساس سفارش تراشیده می شود.

منبع: Travel around the world

Town planners duly carved out motorways and roundabouts to entice them.

برنامه‌ریزی شهری به طور مناسب بزرگراه‌ها و دوراهی‌ها را برای جذب آنها ایجاد کرد.

منبع: The Economist (Summary)

This is what we mean by lovingly carved.

ما منظورمان از تراشیده شدن با عشق این است.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

The wood is hand carved and it looks amazing.

چوب به صورت دستی تراشیده شده و بسیار زیبا به نظر می رسد.

منبع: Creative Cloud Travel

In other words, the rules are not carved in stone.

به عبارت دیگر، قوانین در سنگ حک نشده اند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Her wooden spoons and ladles were all carved from birch.

تمام قاشق‌ها و ملاقه‌های چوبی او از توسا تراشیده شده بودند.

منبع: The Guardian (Article Version)

I mean, my dad carved through his arthritis!

منظورم این است که پدرم با وجود آرتریت از پس آن برآمد!

منبع: Modern Family - Season 05

That swelling breast Bernini had lovingly carved flattened against Luigi's chest in a passionate embrace.

آن سینه‌های متورم که برنینی با عشق تراشیده بود، در آغوش عاشقانه ای در مقابل سینه لوئیجی صاف شدند.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

He carved his initials on the inside of a ring.

او حروف اول نام خود را در داخل یک حلقه حک کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Inside, snow houses are carved in different levels.

در داخل، خانه‌های یخی در سطوح مختلف تراشیده شده‌اند.

منبع: Popular Science Essays

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید