channeled

[ایالات متحده]/ˈtʃænəld/
[بریتانیا]/ˈtʃænəlɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vdirected یا هدایت شده چیزی، به ویژه یک جریان انرژی یا اطلاعات.
adjدارای کانال‌ها یا شیارها؛ کانال‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

channeled energy

انرژی هدایت شده

channeled thoughts

افکار هدایت شده

channeled resources

منابع هدایت شده

channeled focus

تمرکز هدایت شده

channeled emotions

احساسات هدایت شده

channeled efforts

تلاش‌های هدایت شده

channeled creativity

خلاقیت هدایت شده

channeled communication

ارتباطات هدایت شده

channeled intentions

قصد و نیت‌های هدایت شده

channeled insights

بینش‌های هدایت شده

جملات نمونه

she channeled her energy into her art.

او انرژی خود را به هنر خود هدایت کرد.

he channeled his emotions through music.

او احساسات خود را از طریق موسیقی هدایت کرد.

the organization channeled funds to support education.

سازمان بودجه را برای حمایت از آموزش به کار گرفت.

they channeled their efforts into community service.

آنها تلاش خود را به خدمات اجتماعی هدایت کردند.

she channeled her frustration into writing.

او ناراحتی خود را به نوشتن هدایت کرد.

he channeled his creativity into a new project.

او خلاقیت خود را به یک پروژه جدید هدایت کرد.

the team channeled their resources effectively.

تیم به طور موثر منابع خود را هدایت کرد.

she channeled her passion for cooking into a career.

او اشتیاق خود به آشپزی را به یک شغل هدایت کرد.

they channeled their ideas into a successful campaign.

آنها ایده های خود را به یک کمپین موفق هدایت کردند.

the athlete channeled his focus to win the championship.

ورزشکار تمرکز خود را برای برنده شدن در مسابقات قهرمانی هدایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید