governing

[ایالات متحده]/'gʌvɚnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنترل; حکومت; مدیریت; دستکاری; تنظیم; تعدیل.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgoverning
جمعgovernings

عبارات و ترکیب‌ها

government authority

قدرت دولتی

governing body

نهاد حاکم

governing equation

معادله حاکم

governing system

سیستم حاکم

speed governing

کنترل سرعت

governing council

شورای حاکم

speed governing system

سیستم کنترل سرعت

governing law

قانون حاکم

governing board

هیئت مدیره

governing valve

شیر تنظیم

governing class

طبقه حاکم

جملات نمونه

the school's governing body.

نهاد حاکم مدرسه

a valve governing fuel intake.

یک شیر کنترل ورودی سوخت.

he was incapable of governing the country.

او قادر به حکومت کردن بر کشور نبود.

the Horatian ode has an intricate governing metre.

غزل هوریات دارای یک وزن حاکم پیچیده است.

demand is the principal motor force governing economic activity.

تقاضا نیروی محرکه اصلی است که فعالیت اقتصادی را کنترل می کند.

The shool governing body meets once a term.

نهاد حاکم مدرسه یک بار در هر دوره ملاقات می کند.

Fine morality is preeminent "Governing" society benefaction.

اخلاق خوب، برتری بخشیدن به جامعه و خیررسانی است.

rules governing visitation at a prison.

قوانینی که ملاقات با زندانیان در زندان را تنظیم می کند.

there are team rules governing deportment on and off the field.

قوانین تیمی وجود دارد که رفتار در زمین و خارج از زمین را تنظیم می کند.

the initiative created an identity between the City and the governing elite.

این طرح ابتکاری باعث ایجاد هویت بین شهر و نخبگان حاکم شد.

Neither candidate seemed capable of governing the country. People voted for him as the lesser of two evils.

هیچ یک از نامزدها قادر به حکومت کشور به نظر نمی رسید. مردم او را به عنوان گزینه ای بهتر از دو گزینه بد انتخاب کردند.

The centrical thought of The Kieh Hexagram is the control of limit on cultivating one's moral character and governing one's family and managing the state.

فکر مرکزی هگزگرام کیه، کنترل محدودیت در پرورش اخلاق، حکومت بر خانواده و اداره کشور است.

Student Zeng Zi: "can give responsibility of emperorship, can give duty of governing 100 miles country, under big tests still cannot change heart. Is this Gentleman? This is Gentleman!"

دانش آموز زنگ زی: "می تواند مسئولیت امپراتوری را بر عهده بگیرد، می تواند وظیفه حکومت بر کشوری با مساحت 100 مایل را بر عهده بگیرد، حتی در شرایط سخت نمی تواند قلب خود را تغییر دهد. آیا این یک جنتلمن است؟ این یک جنتلمن است!"

It is incorrect to take a one-sided view of MPA as an act merely aimed at governing and restricting doctors or to take it in is olation as a law aimed at protecting the interests of patients.

تصور این که MPA صرفاً به منظور حکومت و محدود کردن پزشکان است یا اینکه آن را به عنوان قانونی که به منظور حمایت از منافع بیماران طراحی شده در نظر گرفت، نادرست است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید