defying gravity
مقابله با جاذبه
defying expectations
نادیده گرفتن انتظارات
defying norms
نادیده گرفتن هنجارها
defying odds
غلبه بر احتمالات
defying authority
مقابله با اقتدار
defying convention
نادیده گرفتن قرارداد
defying logic
نادیده گرفتن منطق
defying tradition
نادیده گرفتن سنت
defying limits
غلبه بر محدودیتها
defying danger
مقابله با خطر
defying the odds, she completed the marathon.
با وجود احتمال کم، او ماراتن را به پایان رساند.
he is known for defying authority in his workplace.
او به دلیل نافرمانی از مقامات در محل کارش شناخته شده است.
the artist is defying conventional styles with her unique approach.
هنرمند با رویکرد منحصر به فرد خود، سبک های سنتی را به چالش می کشد.
defying expectations, the team won the championship.
با وجود انتظارات، تیم قهرمانی را به دست آورد.
she is defying gravity with her incredible dance moves.
او با حرکات رقص فوق العاده خود، گرانش را به چالش می کشد.
defying stereotypes, he pursued a career in fashion.
با وجود کلیشه ها، او شغلی در زمینه مد را دنبال کرد.
the film is defying traditional storytelling techniques.
فیلم از تکنیک های داستان سرایی سنتی فرار می کند.
defying the rules, they organized a surprise party.
با وجود قوانین، آنها یک مهمانی غافلگیرانه برگزار کردند.
she is defying societal norms by living alone.
او با زندگی به تنهایی، هنجارهای اجتماعی را به چالش می کشد.
defying all logic, he made an impulsive decision.
با وجود تمام منطق، او تصمیم عجولانه ای گرفت.
defying gravity
مقابله با جاذبه
defying expectations
نادیده گرفتن انتظارات
defying norms
نادیده گرفتن هنجارها
defying odds
غلبه بر احتمالات
defying authority
مقابله با اقتدار
defying convention
نادیده گرفتن قرارداد
defying logic
نادیده گرفتن منطق
defying tradition
نادیده گرفتن سنت
defying limits
غلبه بر محدودیتها
defying danger
مقابله با خطر
defying the odds, she completed the marathon.
با وجود احتمال کم، او ماراتن را به پایان رساند.
he is known for defying authority in his workplace.
او به دلیل نافرمانی از مقامات در محل کارش شناخته شده است.
the artist is defying conventional styles with her unique approach.
هنرمند با رویکرد منحصر به فرد خود، سبک های سنتی را به چالش می کشد.
defying expectations, the team won the championship.
با وجود انتظارات، تیم قهرمانی را به دست آورد.
she is defying gravity with her incredible dance moves.
او با حرکات رقص فوق العاده خود، گرانش را به چالش می کشد.
defying stereotypes, he pursued a career in fashion.
با وجود کلیشه ها، او شغلی در زمینه مد را دنبال کرد.
the film is defying traditional storytelling techniques.
فیلم از تکنیک های داستان سرایی سنتی فرار می کند.
defying the rules, they organized a surprise party.
با وجود قوانین، آنها یک مهمانی غافلگیرانه برگزار کردند.
she is defying societal norms by living alone.
او با زندگی به تنهایی، هنجارهای اجتماعی را به چالش می کشد.
defying all logic, he made an impulsive decision.
با وجود تمام منطق، او تصمیم عجولانه ای گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید