grams

[ایالات متحده]/[ɡræmz]/
[بریتانیا]/[ɡræmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد وزن برابر با یک هزارم کیلوگرم؛ یک معیار مقدار یک ماده در یک ناحیه یا حجم مشخص؛ یک خط یا خطوط در متن نوشته یا چاپ شده؛ یک خط یا خطوط از شعر؛ یک خط یا خطوط نت موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

grams per liter

گرم بر لیتر

grams of fat

گرم چربی

weighing grams

جرم گرم

grams of protein

گرم پروتئین

grams of sugar

گرم قند

grams of fiber

گرم رشته

grams of carbs

گرم کربوهیدرات

grams of iron

گرم آهن

grams of sodium

گرم سودیوم

grams of calcium

گرم کلسیم

جملات نمونه

the recipe calls for 250 grams of flour.

این رецیپت 250 گرم نشاسته را نیاز دارد.

he lost 5 grams of weight last week.

او 5 گرم وزن را در هفته گذشته از دست داد.

the package weighed 150 grams at the post office.

پکیج در پست 150 گرم وزن داشت.

she added 10 grams of sugar to her coffee.

او 10 گرم قند به کاپuchino خود اضافه کرد.

the medicine dosage is 500 grams daily.

دوز دارو 500 گرم در روز است.

the bag contained 200 grams of coffee beans.

کیف 200 گرم دانه قهوه را حاوی بود.

he measured out 30 grams of salt for the soup.

او 30 گرم نمک را برای سوپ اندازه گرفت.

the scale showed 120 grams on the plate.

تاجیب نشان دهنده 120 گرم روی صفحه نشان داد.

the protein powder contained 20 grams per serving.

پودر پروتئین 20 گرم در هر دوز حاوی بود.

she bought a 500-gram block of cheese.

او یک مکعب 500 گرمی پنیک را خرید.

the carbon dioxide level was 400 grams per cubic meter.

سطح دی اکسید کربن 400 گرم در هر متر مکعب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید