grand

[ایالات متحده]/ɡrænd/
[بریتانیا]/ɡrænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باشکوه; لوکس; بسیار مهم
n. پیانو بزرگ; هزار دلار
Word Forms
صفت تفضیلیgrander
جمعgrands
صفت عالیgrandest

عبارات و ترکیب‌ها

grand opening

افتتاح بزرگ

grand prize

جایزه بزرگ

grand finale

آخرین بخش

grand slam

گرند اسلم

grand gesture

حرکت بزرگ

grand entrance

ورودی باشکوه

grand ceremony

مراسم بزرگ

grand prix

گرند پری

grand canyon

دره بزرگ

grand canal

کانال بزرگ

grand theatre

تئاتر بزرگ

grand jury

هيئت منصفه بزرگ

grand opera

اپرا بزرگ

grand strategy

استراتژی بزرگ

grand piano

پیانو بزرگ

grand national

مسابقه بزرگ

grand master

استاد بزرگ

grand central

گرند سنترال

grand hyatt

گرند هایت

grand rapids

گرند ریپیدز

grand hall

تالار بزرگ

grand tour

تور بزرگ

grand design

طراحی بزرگ

جملات نمونه

had a grand time.

داشتن یک زمان فوق العاده.

the grand ballroom of a hotel.

سالن بزرگ هتل

a performance in the grand manner.

اجرا به روش بزرگ.

a grand country house.

یک خانه روستایی بزرگ.

make a grand gesture.

یک ژست بزرگ انجام دهید.

she was such a grand lady.

او چنان بانویی بزرگ بود.

a grand view of sunrise

یک منظره بزرگ از طلوع خورشید.

a grand coronation ceremony;

یک مراسم تاج‌گذاری باشکوه;

collecting on a grand scale.

جمع‌آوری در مقیاس بزرگ.

نمونه‌های واقعی

All right. I'll throw in another 50 grand.

باشه. من 50 هزار دلار دیگه هم اضافه می‌کنم.

منبع: Modern Family Season 6

Give me ten grand, and I'll go.

به من ده هزار دلار بده و من می‌رم.

منبع: Deadly Women

She stole 100 grand from a drug dealer.

او 100 هزار دلار از یک دلال مواد مخدر دزدید.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

If it costs more than 10 grand, it earns a proper name.

اگر بیش از 10 هزار دلار هزینه داشت، اسم مناسبی به دست می‌آورد.

منبع: Gossip Girl Selected

The grand procession moves slowly out of the temple.

نمای بزرگ، به آرامی از معبد خارج می‌شود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Yeah, you know, you just saved me 500 grand.

آره، می‌دونی، تو فقط 500 هزار دلار برای من پس‌انداز کردی.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

29. The grand commander demands thousands of sandy sandwiches.

29. فرمانده بزرگ خواستار هزاران ساندویچ شنی است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

And what's more grand than the Grand Canyon?

و چه چیزی از گرند کنیون بزرگتر است؟

منبع: TED Talks (Audio Version) January 2020 Compilation

Teachers in that pension fund make 40 grand a year.

معلمان در آن صندوق بازنشستگی 40 هزار دلار در سال درآمد دارند.

منبع: Billions Season 1

" Really grand! " He mopped his face.

" واقعاً عالی! " او صورتش را پاک کرد.

منبع: Brave New World

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید