majestic

[ایالات متحده]/məˈdʒestɪk/
[بریتانیا]/məˈdʒestɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باشکوه، با وقار، درخشان

عبارات و ترکیب‌ها

majestic mountains

کوه های باشکوه

majestic castle

قلعه باشکوه

majestic sunset

غروب خورشید باشکوه

جملات نمونه

a majestic wave of the hand.

یک موج با شکوه دست

the majestic castle walls.

دیوارهای باشکوه قلعه.

In the distance rose the majestic Alps.

در دوردست، آلپ‌های باشکوه سر برآوردند.

the majestic garden of the West German mission.

باغ باشکوه مأموریت آلمان غربی

a majestic, towering album.

یک آلبوم باشکوه و بلند

In the short term, growth will be sparked by 'price reinflation of key words,' said majestic Research Managing Director John Aiken.

در کوتاه مدت، رشد با 'بازگشت قیمت کلیدواژه‌ها' تحریک خواهد شد، به گفته جان Aiken، مدیر اجرایی تحقیقاتی مجستیک.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید