magnificent

[ایالات متحده]/mæɡˈnɪfɪsnt/
[بریتانیا]/mæɡˈnɪfɪsnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بزرگ، باشکوه، زیبا، نجیب.

جملات نمونه

It was magnificent of you.

این یک حرکت باشکوه از طرف شما بود.

a magnificent way of life

یک راه زندگی باشکوه

He is magnificent in physique.

او از نظر جسمانی باشکوه است.

on a broad reach they are magnificent craft.

در یک گستره پهن، آنها کشتی‌های باشکوهی هستند.

a dramatic landscape of magnificent mountains.

یک منظره چشمگیر و دراماتیک از کوه های باشکوه.

The new hotel is a magnificent building.

هتل جدید یک ساختمان باشکوه است.

The Parthenon is a magnificent structure.

پارتنون یک سازه باشکوه است.

He has a magnificent physique.

او دارای اندامی باشکوه است.

Magnificent villas are found throughout Italy.

ویلای باشکوه در سراسر ایتالیا یافت می شود.

she paid tribute to their magnificent efforts.

او از تلاش های باشکوه آنها قدردانی کرد.

a viewpoint commanding a magnificent prospect of the estuary.

نقطه‌ای مشرف به منظره‌ای باشکوه از خور.

fan vaults roof these magnificent buildings.

سقف گنبدی شکل این بناهای باشکوه را با هواکش بپوشانید.

a magnificent 5–0 slaughter of Coventry.

یک کشتار باشکوه 5-0 از کوونتری.

a magnificent display of nacreous clouds

نمایش باشکوه ابرهاي ناكري.

The magnificent scene of the waterfall is a perfect delight to the eye.

صحنه باشکوه آبشار یک لذت کامل برای چشم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید