grandiosity

[ایالات متحده]/ɡrænˈdiːəsəti/
[بریتانیا]/ɡrænˈdiːəsɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت بزرگ یا باشکوه بودن؛ حس اغراق‌آمیز از خوداهمیتی؛ ظاهر چشمگیر یا مجلل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

grandiosity complex

پیچیدگی بزرگ‌منشی

grandiosity issues

مشکلات بزرگ‌منشی

grandiosity traits

ویژگی‌های بزرگ‌منشی

grandiosity behavior

رفتار بزرگ‌منشی

grandiosity symptoms

علائم بزرگ‌منشی

grandiosity mindset

نگرش بزرگ‌منشی

grandiosity perception

درک بزرگ‌منشی

grandiosity scale

مقیاس بزرگ‌منشی

grandiosity phenomenon

پدیده‌ی بزرگ‌منشی

جملات نمونه

his grandiosity often alienates his friends.

این خودبزرگ‌بینی اغلب دوستانش را از خود دور می‌کند.

she expressed her grandiosity through extravagant parties.

او بزرگ‌گویی خود را از طریق مهمانی‌های پر زرق و برق نشان داد.

grandiosity can be a symptom of certain psychological disorders.

خودبزرگ‌بینی می‌تواند علامتی از برخی اختلالات روانشناختی باشد.

his grandiosity led him to believe he was invincible.

خودبزرگ‌بینی او را متقاعد کرد که شکست‌ناپذیر است.

she was criticized for her grandiosity in the workplace.

او به دلیل خودبزرگ‌بینی در محل کار مورد انتقاد قرار گرفت.

many leaders exhibit grandiosity during times of success.

بسیاری از رهبران در زمان موفقیت خودبزرگ‌بینی نشان می‌دهند.

his grandiosity was evident in his unrealistic goals.

خودبزرگ‌بینی او در اهداف غیرواقعی‌اش آشکار بود.

grandiosity can distort one's perception of reality.

خودبزرگ‌بینی می‌تواند درک یک فرد از واقعیت را تحریف کند.

she struggled with feelings of grandiosity and inadequacy.

او با احساسات خودبزرگ‌بینی و ناتوانی دست و پنجه نرم می‌کرد.

grandiosity often masks deep-seated insecurities.

خودبزرگ‌بینی اغلب ناامنی‌های عمیق را پنهان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید