| جمع | grandkids |
my grandkid
نوه من
grandkid time
زمان گذراندن با نوه
grandkid love
عشق به نوه
grandkid stories
داستانهای نوه
grandkid visits
بازدیدهای نوه
grandkid activities
فعالیتهای نوه
grandkid gifts
هدیههای نوه
grandkid adventures
ماجراهای نوه
grandkid fun
سرگرمی نوه
grandkid moments
لحظات نوه
i love spending time with my grandkid on weekends.
من عاشق گذراندن وقت با نوه ام آخر هفته ها هستم.
my grandkid enjoys reading stories before bedtime.
نوه من از خواندن داستان ها قبل از خوابیدن لذت می برد.
we took my grandkid to the zoo last saturday.
ما شنبه گذشته نوه ام را به باغ وحش بردیم.
my grandkid helped me bake cookies for the family.
نوه من به من کمک کرد تا برای خانواده کوکی درست کنیم.
i often share my childhood stories with my grandkid.
من اغلب داستان های دوران کودکی خود را با نوه ام به اشتراک می گذارم.
my grandkid is learning to ride a bicycle this summer.
نوه من تابستان امسال یاد می گیرد دوچرخه سواری کند.
every holiday, i make special treats for my grandkid.
در هر تعطیلات، خوراکی های ویژه ای برای نوه ام درست می کنم.
my grandkid loves to play games with me after school.
نوه من عاشق بازی کردن با من بعد از مدرسه است.
i often take my grandkid to the park to play.
من اغلب نوه ام را به پارک می برم تا بازی کند.
my grandkid drew a beautiful picture for my birthday.
نوه من یک عکس زیبا برای تولد من کشید.
my grandkid
نوه من
grandkid time
زمان گذراندن با نوه
grandkid love
عشق به نوه
grandkid stories
داستانهای نوه
grandkid visits
بازدیدهای نوه
grandkid activities
فعالیتهای نوه
grandkid gifts
هدیههای نوه
grandkid adventures
ماجراهای نوه
grandkid fun
سرگرمی نوه
grandkid moments
لحظات نوه
i love spending time with my grandkid on weekends.
من عاشق گذراندن وقت با نوه ام آخر هفته ها هستم.
my grandkid enjoys reading stories before bedtime.
نوه من از خواندن داستان ها قبل از خوابیدن لذت می برد.
we took my grandkid to the zoo last saturday.
ما شنبه گذشته نوه ام را به باغ وحش بردیم.
my grandkid helped me bake cookies for the family.
نوه من به من کمک کرد تا برای خانواده کوکی درست کنیم.
i often share my childhood stories with my grandkid.
من اغلب داستان های دوران کودکی خود را با نوه ام به اشتراک می گذارم.
my grandkid is learning to ride a bicycle this summer.
نوه من تابستان امسال یاد می گیرد دوچرخه سواری کند.
every holiday, i make special treats for my grandkid.
در هر تعطیلات، خوراکی های ویژه ای برای نوه ام درست می کنم.
my grandkid loves to play games with me after school.
نوه من عاشق بازی کردن با من بعد از مدرسه است.
i often take my grandkid to the park to play.
من اغلب نوه ام را به پارک می برم تا بازی کند.
my grandkid drew a beautiful picture for my birthday.
نوه من یک عکس زیبا برای تولد من کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید