grandpas love
عشق پدربزرگها
grandpas stories
داستانهای پدربزرگها
grandpas wisdom
حکمت پدربزرگها
grandpas jokes
جکهای پدربزرگها
grandpas advice
مشورت پدربزرگها
grandpas garden
باغ پدربزرگها
grandpas chair
صندلی پدربزرگها
grandpas hugs
آغوشهای پدربزرگها
grandpas cooking
غذاهای پدربزرگها
grandpas toys
اسباببازیهای پدربزرگها
my grandpas love to tell stories from their childhood.
پدربزرگهای من عاشق تعریف کردن داستانهایی از دوران کودکی خود هستند.
grandpas often have a lot of wisdom to share.
پدر بزرگها اغلب درسهای زیادی برای آموزش دارند.
we visit our grandpas every weekend for family gatherings.
ما هر آخر هفته برای دورهمیهای خانوادگی از پدربزرگهایمان دیدار میکنیم.
grandpas enjoy spending time with their grandchildren.
پدر بزرگها از گذراندن وقت با نوه هایشان لذت می برند.
my grandpas taught me how to fish when i was young.
پدربزرگهای من به من یاد دادند که وقتی جوان بودم چگونه ماهیگیری کنم.
grandpas often have fascinating hobbies like woodworking.
پدر بزرگها اغلب سرگرمیهای جالب مانند نجاری دارند.
we celebrate our grandpas' birthdays with a big family dinner.
ما تولد پدربزرگهایمان را با یک شام بزرگ خانوادگی جشن میگیریم.
my grandpas used to serve in the military.
پدربزرگهای من قبلاً در ارتش خدمت میکردند.
grandpas often share their life lessons with us.
پدر بزرگها اغلب درسهای زندگی خود را با ما در میان میگذارند.
many grandpas enjoy gardening in their spare time.
بسیاری از پدربزرگها از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت می برند.
grandpas love
عشق پدربزرگها
grandpas stories
داستانهای پدربزرگها
grandpas wisdom
حکمت پدربزرگها
grandpas jokes
جکهای پدربزرگها
grandpas advice
مشورت پدربزرگها
grandpas garden
باغ پدربزرگها
grandpas chair
صندلی پدربزرگها
grandpas hugs
آغوشهای پدربزرگها
grandpas cooking
غذاهای پدربزرگها
grandpas toys
اسباببازیهای پدربزرگها
my grandpas love to tell stories from their childhood.
پدربزرگهای من عاشق تعریف کردن داستانهایی از دوران کودکی خود هستند.
grandpas often have a lot of wisdom to share.
پدر بزرگها اغلب درسهای زیادی برای آموزش دارند.
we visit our grandpas every weekend for family gatherings.
ما هر آخر هفته برای دورهمیهای خانوادگی از پدربزرگهایمان دیدار میکنیم.
grandpas enjoy spending time with their grandchildren.
پدر بزرگها از گذراندن وقت با نوه هایشان لذت می برند.
my grandpas taught me how to fish when i was young.
پدربزرگهای من به من یاد دادند که وقتی جوان بودم چگونه ماهیگیری کنم.
grandpas often have fascinating hobbies like woodworking.
پدر بزرگها اغلب سرگرمیهای جالب مانند نجاری دارند.
we celebrate our grandpas' birthdays with a big family dinner.
ما تولد پدربزرگهایمان را با یک شام بزرگ خانوادگی جشن میگیریم.
my grandpas used to serve in the military.
پدربزرگهای من قبلاً در ارتش خدمت میکردند.
grandpas often share their life lessons with us.
پدر بزرگها اغلب درسهای زندگی خود را با ما در میان میگذارند.
many grandpas enjoy gardening in their spare time.
بسیاری از پدربزرگها از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت می برند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید