granivore

[ایالات متحده]/ˈɡrænɪvɔː/
[بریتانیا]/ˈɡrænɪˌvɔr/

ترجمه

n. حیوانی که عمدتاً بر روی غلات یا دانه‌ها تغذیه می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

seed granivore

بذر دانه خوار

granivore diet

رژیم غذایی دانه خوار

granivore species

گونه‌های دانه خوار

granivore behavior

رفتار دانه خوار

granivore adaptation

سازگاری دانه خوار

granivore niche

جایگاه دانه خوار

granivore feeding

تغذیه دانه خوار

granivore ecology

اکولوژی دانه خوار

granivore traits

ویژگی‌های دانه خوار

granivore community

جامعه دانه خوار

جملات نمونه

many birds are classified as granivores.

بسیاری از پرندگان به عنوان دانه‌خوار طبقه‌بندی می‌شوند.

granivores play an important role in seed dispersal.

دانه‌خواران نقش مهمی در پراکندگی بذر ایفا می‌کنند.

the granivore diet consists mainly of seeds and grains.

رژیم غذایی دانه‌خواران عمدتاً از دانه‌ها و غلات تشکیل شده است.

some mammals are also granivores, such as squirrels.

برخی از پستانداران نیز دانه‌خوار هستند، مانند سنجاب‌ها.

farmers often plant crops to attract granivores.

کشاورزان اغلب برای جذب دانه‌خواران محصولاتی را کشت می‌کنند.

granivores can help control weed populations by eating seeds.

دانه‌خواران می‌توانند با خوردن دانه‌ها به کنترل جمعیت علف‌های هرز کمک کنند.

understanding granivore behavior is important for ecology studies.

درک رفتار دانه‌خواران برای مطالعات اکولوژیکی مهم است.

some granivores are migratory, traveling long distances for food.

برخی از دانه‌خواران مهاجر هستند و برای غذا مسافت‌های طولانی را طی می‌کنند.

research shows that granivores can impact plant community dynamics.

تحقیقات نشان می‌دهد که دانه‌خواران می‌توانند بر پویایی جامعه گیاهی تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید