grasslands

[ایالات متحده]/ˈɡrɑːs.lændz/
[بریتانیا]/ˈɡræs.lændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق وسیع باز که با چمن پوشیده شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

lush grasslands

چمنزارهای سرسبز

wild grasslands

چمنزارهای وحشی

open grasslands

چمنزارهای باز

vast grasslands

چمنزارهای وسیع

tropical grasslands

چمنزارهای استوایی

temperate grasslands

چمنزارهای معتدل

grasslands ecosystem

زیستگاه چمنزار

grasslands habitat

زیستگاه چمنزار

grasslands conservation

حفظ چمنزار

grasslands wildlife

حیات وحش چمنزار

جملات نمونه

the grasslands are home to many species of wildlife.

چمنزارها زیستگاه بسیاری از گونه‌های حیات وحش هستند.

farmers often graze their livestock on the grasslands.

کشاورزان اغلب دام‌های خود را در چمنزارها چرا می‌کنند.

grasslands play a crucial role in maintaining biodiversity.

چمنزارها نقش مهمی در حفظ تنوع زیستی ایفا می‌کنند.

the grasslands stretch for miles under the vast sky.

چمنزارها برای مایل‌ها در زیر آسمان وسیع امتداد دارند.

many indigenous cultures have deep connections to grasslands.

بسیاری از فرهنگ‌های بومی ارتباط عمیقی با چمنزارها دارند.

grasslands are often threatened by urban development.

چمنزارها اغلب به دلیل توسعه شهری مورد تهدید قرار می‌گیرند.

birdwatchers flock to grasslands during migration seasons.

مشاهدان پرندگان در فصل‌های مهاجرت به چمنزارها هجوم می‌آورند.

conservation efforts are vital for protecting grasslands.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از چمنزارها حیاتی هستند.

the grasslands provide essential resources for local communities.

چمنزارها منابع ضروری را برای جوامع محلی فراهم می‌کنند.

exploring the grasslands can reveal hidden natural wonders.

کاوش در چمنزارها می‌تواند شگفتی‌های طبیعی پنهان را آشکار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید