gravy

[ایالات متحده]/'greɪvɪ/
[بریتانیا]/'ɡrevi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب گوشت یا سس؛ عصاره گوشت که برای غذاها استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعgravies

عبارات و ترکیب‌ها

gravy train

قطار سود

in the gravy

در چربی

gravy boat

ظرف سس

جملات نمونه

come to Hollywood and get on to the gravy train.

به هالیوود بیا و سوار قطار خوشبختی شو.

gravy clotting as it cools;

غلیظ شدن سس در حین سرد شدن;

for a binder try soup, gravy, cream, or what have you.

برای یک بسته‌ساز، سوپ، خورش، خامه یا هر چیز دیگری را امتحان کنید.

Banking and financial services produce very high earnings, and a lot of people are trying to get onto the gravy train.

خدمات بانکی و مالی سود بسیار بالایی تولید می‌کنند و بسیاری از مردم سعی می‌کنند سوار قطار خوشبختی شوند.

pour gravy over the mashed potatoes

سس را روی سیب‌زمینی پوره بریزید.

biscuits and gravy are a popular breakfast dish

نان و سس یک غذای صبحانه محبوب است.

the gravy was too salty

سس خیلی شور بود.

roast beef with gravy is a classic dish

گوشت گاو کبابی با سس یک غذای کلاسیک است.

add a little flour to thicken the gravy

کمی آرد اضافه کنید تا سس غلیظ شود.

نمونه‌های واقعی

But, if you are in a hurry, you may use a prepared gravy.

اما اگر عجله دارید، ممکن است از یک سس آماده استفاده کنید.

منبع: Hear England

I thought I was a mashed potatoes and I was just eating the gravy.

فکر کردم سیب زمینی پوره هستم و فقط سس را می‌خورم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

We have lots of vegetables and gravy on top.

ما سبزیجات و سس زیادی در بالا داریم.

منبع: Elliot teaches British English.

I did, because the gravy was really good.

آره، چون سس خیلی خوب بود.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

OK, now gravy is like a sauce that we serve with meat, and English people love gravy.

باشه، حالا سس مثل سسی است که با گوشت سرو می‌کنیم و انگلیسی‌ها عاشق سس هستند.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

Turkey covered with gravy is usually the main course at Thanksgiving.

بوقلمون پوشیده شده با سس معمولاً غذای اصلی در روز شکرگزاری است.

منبع: VOA Special December 2019 Collection

Yes, it's gravy. I spilled it last night.

بله، سس است. شب گذشته آن را ریختم.

منبع: American Tourist English Conversations

Before today, I had never seen a gravy fountain.

تا امروز، هرگز چشمانم به یک فواره سس نخته بود.

منبع: Modern Family Season 6

And you make this, like, nutmeg gravy and rice.

و شما این را درست می‌کنید، مثل سس جوز هندی و برنج.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

I like gravy conan.Ok, that's sound weird.

من سس کنان را دوست دارم. باشه، این عجیب به نظر می‌رسد.

منبع: Conan Talk Show

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید