greatcoat

[ایالات متحده]/'greɪtkəʊt/
[بریتانیا]/ˈɡretˌkot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پالتو سنگین یا کت بیرونی
Word Forms

جملات نمونه

He wore a greatcoat to protect himself from the cold.

او برای محافظت از خود در برابر سرما یک پالتو پوشید.

The soldier's greatcoat was heavy and warm.

پالتوی سرباز سنگین و گرم بود.

She draped her greatcoat over the chair.

او پالتویش را روی صندلی انداخت.

The greatcoat was lined with soft material.

پالتو با مواد نرم آستر شده بود.

He looked dashing in his long greatcoat.

او در پالتوی بلندش جذاب به نظر می رسید.

The greatcoat had intricate embroidery on the cuffs.

پالتو دارای گلدوزی پیچیده روی سرآستین ها بود.

She bundled up in her greatcoat before heading out.

او قبل از بیرون رفتن در پالتویش پیچیده شد.

The greatcoat was passed down through generations.

پالتو از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.

He felt a sense of nostalgia when he put on his greatcoat.

وقتی پالتویش را پوشید، احساس نوستالژی کرد.

The greatcoat was tailored to fit him perfectly.

پالتو به گونه ای طراحی شده بود که به طور کامل روی او جا بیاید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید