bearing griefs
درد میکند
shared griefs
دردهای به اشتراک گذاشته شده
past griefs
دردهای گذشته
deep griefs
دردهای عمیق
over griefs
فوق دردها
expressing grief
بیان درد
felt griefs
دردهای احساس شده
ancient griefs
دردهای باستانی
hidden griefs
دردهای پنهان
end griefs
پایان دردها
the therapist listened patiently to her clients' griefs.
درمانگر با صبر به اندوههای مشترک خود گوش داد.
he carried the weight of past griefs with him every day.
او هر روز اندوههای گذشته را به همراه داشت.
sharing stories can help alleviate collective griefs after a disaster.
اشتراک داستانها میتواند به کاهش اندوههای جمعی پس از یک بحران کمک کند.
the novel explores the complexities of familial griefs and loss.
این رمان پیچیدگیهای اندوههای خانوادگی و از دست دادن را بررسی میکند.
she channeled her griefs into painting vibrant landscapes.
او اندوههای خود را به نقاشی مناظر رنگارنگ تبدیل کرد.
the community rallied to support those experiencing deep griefs.
جامعه برای حمایت از کسانی که اندوه عمیقی را تجربه میکردند، جمع شد.
expressing griefs is a healthy way to process emotions.
بیان اندوهها یک روش سالم برای پردازش احساسات است.
the poet eloquently described the universal griefs of humanity.
شاعر به طور شاعرانه اندوههای کلی انسانیت را توصیف کرد.
time can lessen the intensity of long-held griefs.
زمان میتواند شدت اندوههای طولانی مدت را کاهش دهد.
the support group provided a safe space to share griefs.
گروه حمایتی یک فضای امن برای به اشتراک گذاشتن اندوهها فراهم کرد.
acknowledging one's griefs is the first step towards healing.
اعتراف به اندوههای فردی اولین قدم در راه بهبودی است.
bearing griefs
درد میکند
shared griefs
دردهای به اشتراک گذاشته شده
past griefs
دردهای گذشته
deep griefs
دردهای عمیق
over griefs
فوق دردها
expressing grief
بیان درد
felt griefs
دردهای احساس شده
ancient griefs
دردهای باستانی
hidden griefs
دردهای پنهان
end griefs
پایان دردها
the therapist listened patiently to her clients' griefs.
درمانگر با صبر به اندوههای مشترک خود گوش داد.
he carried the weight of past griefs with him every day.
او هر روز اندوههای گذشته را به همراه داشت.
sharing stories can help alleviate collective griefs after a disaster.
اشتراک داستانها میتواند به کاهش اندوههای جمعی پس از یک بحران کمک کند.
the novel explores the complexities of familial griefs and loss.
این رمان پیچیدگیهای اندوههای خانوادگی و از دست دادن را بررسی میکند.
she channeled her griefs into painting vibrant landscapes.
او اندوههای خود را به نقاشی مناظر رنگارنگ تبدیل کرد.
the community rallied to support those experiencing deep griefs.
جامعه برای حمایت از کسانی که اندوه عمیقی را تجربه میکردند، جمع شد.
expressing griefs is a healthy way to process emotions.
بیان اندوهها یک روش سالم برای پردازش احساسات است.
the poet eloquently described the universal griefs of humanity.
شاعر به طور شاعرانه اندوههای کلی انسانیت را توصیف کرد.
time can lessen the intensity of long-held griefs.
زمان میتواند شدت اندوههای طولانی مدت را کاهش دهد.
the support group provided a safe space to share griefs.
گروه حمایتی یک فضای امن برای به اشتراک گذاشتن اندوهها فراهم کرد.
acknowledging one's griefs is the first step towards healing.
اعتراف به اندوههای فردی اولین قدم در راه بهبودی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید