grimnesses of life
غمانگیزهای زندگی
exploring grimnesses
کاوش در غمانگیزها
grimnesses in art
غمانگیزها در هنر
facing grimnesses
مواجهه با غمانگیزها
grimnesses of war
غمانگیزهای جنگ
grimnesses of nature
غمانگیزهای طبیعت
acknowledging grimnesses
تصدیق غمانگیزها
grimnesses in literature
غمانگیزها در ادبیات
grimnesses of reality
غمانگیزهای واقعیت
grimnesses of history
غمانگیزهای تاریخ
despite the grimnesses of the situation, we found a way to move forward.
با وجود سختیها و ناگواریهای وضعیت، راهی برای پیشروی پیدا کردیم.
the grimnesses of war are often overlooked in history books.
سختیها و ناگواریهای جنگ اغلب در کتابهای تاریخ نادیده گرفته میشوند.
she spoke about the grimnesses of life with a sense of realism.
او با حس واقعبینی در مورد سختیها و ناگواریهای زندگی صحبت کرد.
his paintings reflect the grimnesses of urban life.
نقاشیهای او بازتابی از سختیها و ناگواریهای زندگی شهری هستند.
they shared stories that highlighted the grimnesses faced by the community.
آنها داستانهایی را به اشتراک گذاشتند که بر سختیها و ناگواریهایی که جامعه با آن روبرو بود، تأکید داشتند.
the documentary revealed the grimnesses of poverty in the region.
مستند، فقر و سختیهای آن در منطقه را نشان داد.
in literature, grimnesses often serve as a backdrop for character development.
در ادبیات، سختیها و ناگواریها اغلب به عنوان پسزمینهای برای توسعه شخصیتها عمل میکنند.
we need to address the grimnesses of climate change seriously.
ما باید به طور جدی به سختیها و ناگواریهای تغییرات آب و هوا رسیدگی کنیم.
the film did not shy away from the grimnesses of addiction.
فیلم از نشان دادن سختیها و ناگواریهای اعتیاد اجتناب نکرد.
her poetry often captures the grimnesses of human existence.
شعر او اغلب سختیها و ناگواریهای وجود انسان را به تصویر میکشد.
grimnesses of life
غمانگیزهای زندگی
exploring grimnesses
کاوش در غمانگیزها
grimnesses in art
غمانگیزها در هنر
facing grimnesses
مواجهه با غمانگیزها
grimnesses of war
غمانگیزهای جنگ
grimnesses of nature
غمانگیزهای طبیعت
acknowledging grimnesses
تصدیق غمانگیزها
grimnesses in literature
غمانگیزها در ادبیات
grimnesses of reality
غمانگیزهای واقعیت
grimnesses of history
غمانگیزهای تاریخ
despite the grimnesses of the situation, we found a way to move forward.
با وجود سختیها و ناگواریهای وضعیت، راهی برای پیشروی پیدا کردیم.
the grimnesses of war are often overlooked in history books.
سختیها و ناگواریهای جنگ اغلب در کتابهای تاریخ نادیده گرفته میشوند.
she spoke about the grimnesses of life with a sense of realism.
او با حس واقعبینی در مورد سختیها و ناگواریهای زندگی صحبت کرد.
his paintings reflect the grimnesses of urban life.
نقاشیهای او بازتابی از سختیها و ناگواریهای زندگی شهری هستند.
they shared stories that highlighted the grimnesses faced by the community.
آنها داستانهایی را به اشتراک گذاشتند که بر سختیها و ناگواریهایی که جامعه با آن روبرو بود، تأکید داشتند.
the documentary revealed the grimnesses of poverty in the region.
مستند، فقر و سختیهای آن در منطقه را نشان داد.
in literature, grimnesses often serve as a backdrop for character development.
در ادبیات، سختیها و ناگواریها اغلب به عنوان پسزمینهای برای توسعه شخصیتها عمل میکنند.
we need to address the grimnesses of climate change seriously.
ما باید به طور جدی به سختیها و ناگواریهای تغییرات آب و هوا رسیدگی کنیم.
the film did not shy away from the grimnesses of addiction.
فیلم از نشان دادن سختیها و ناگواریهای اعتیاد اجتناب نکرد.
her poetry often captures the grimnesses of human existence.
شعر او اغلب سختیها و ناگواریهای وجود انسان را به تصویر میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید