grinning grinner
خندانکنندهای که میخندد
grinners smiled
خندانکنندهها خندیدند
seeing grinners
دیدن خندانکنندهها
fake grinners
خندانکنندههای نمایشی
grinner's laugh
خنده خندانکننده
among grinners
بین خندانکنندهها
grinners gather
خندانکنندهها جمع میشوند
happy grinners
خندانکنندههای خوشحال
the children were grinners, eager to open their presents.
کودکان لبخند میزدند و خوشحال بودند که باکسهایشان را باز کنند.
he was a natural grinner, always brightening the room.
او به طور طبیعی لبخند میزد و همیشه اتاق را روشن میکرد.
she's a grinner, even when things are tough.
او لبخند میزد، حتی وقتی کارها سخت است.
the grinner's enthusiasm was infectious.
انگیزه لبخندزن قابل انتقال بود.
despite the setback, she remained a grinner.
در این بازدید، او همچنان لبخند میزد.
he's known around the office as a grinner.
او در اطراف دفتر به عنوان یک لبخندزن شناخته میشود.
the grinner's positive attitude was admirable.
وضعیت مثبت لبخندزن قابل تحسین بود.
being a grinner doesn't mean she's naive.
بودن یک لبخندزن به معنای نادان بودن او نیست.
he's a grinner, but he can be serious too.
او یک لبخندزن است، اما میتواند جدی نیز باشد.
she's a grinner and a great listener.
او یک لبخندزن و یک گوش给予者 عالی است.
the grinner's joy was evident to everyone.
خوشحالی لبخندزن به همه آشکار بود.
he's a constant grinner, spreading happiness.
او یک لبخندزن دائمی است که خوشبختی را پخش میکند.
grinning grinner
خندانکنندهای که میخندد
grinners smiled
خندانکنندهها خندیدند
seeing grinners
دیدن خندانکنندهها
fake grinners
خندانکنندههای نمایشی
grinner's laugh
خنده خندانکننده
among grinners
بین خندانکنندهها
grinners gather
خندانکنندهها جمع میشوند
happy grinners
خندانکنندههای خوشحال
the children were grinners, eager to open their presents.
کودکان لبخند میزدند و خوشحال بودند که باکسهایشان را باز کنند.
he was a natural grinner, always brightening the room.
او به طور طبیعی لبخند میزد و همیشه اتاق را روشن میکرد.
she's a grinner, even when things are tough.
او لبخند میزد، حتی وقتی کارها سخت است.
the grinner's enthusiasm was infectious.
انگیزه لبخندزن قابل انتقال بود.
despite the setback, she remained a grinner.
در این بازدید، او همچنان لبخند میزد.
he's known around the office as a grinner.
او در اطراف دفتر به عنوان یک لبخندزن شناخته میشود.
the grinner's positive attitude was admirable.
وضعیت مثبت لبخندزن قابل تحسین بود.
being a grinner doesn't mean she's naive.
بودن یک لبخندزن به معنای نادان بودن او نیست.
he's a grinner, but he can be serious too.
او یک لبخندزن است، اما میتواند جدی نیز باشد.
she's a grinner and a great listener.
او یک لبخندزن و یک گوش给予者 عالی است.
the grinner's joy was evident to everyone.
خوشحالی لبخندزن به همه آشکار بود.
he's a constant grinner, spreading happiness.
او یک لبخندزن دائمی است که خوشبختی را پخش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید