ground-floor

[ایالات متحده]/[ˈɡraʊnd flɔː]/
[بریتانیا]/[ˈɡraʊnd flɔːr]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طبقه ای از ساختمان که در سطح خیابان قرار دارد؛ پایین‌ترین طبقه یک ساختمان
adj. قرار گرفته در طبقه زیرین

عبارات و ترکیب‌ها

ground-floor apartment

آپارتمان زیرزمینی

ground-floor office

دفتر زیرزمینی

ground-floor shop

فروشگاه زیرزمینی

ground-floor entrance

ورودی زیرزمینی

ground-floor windows

پنجره‌های زیرزمینی

ground-floor access

دسترسی زیرزمینی

ground-floor retail

فروش زیرزمینی

جملات نمونه

we reserved a table on the ground-floor near the window.

ما یک میز در سطح زمین نزدیک پنجره رزرو کردیم.

the shop's ground-floor display was very attractive.

نمایشگاه سطح زمین فروشگاه بسیار جذاب بود.

the ground-floor apartment offered easy access to the garden.

آپارتمان سطح زمین دسترسی آسان به باغ را فراهم می‌کرد.

security cameras were installed on the ground-floor perimeter.

دوربین‌های امنیتی در اطراف سطح زمین نصب شده بودند.

the ground-floor office was flooded after the heavy rain.

دفتر سطح زمین پس از باران شدید سیل گرفته بود.

customers often gather on the ground-floor lobby.

مشتریان اغلب در رده‌ی سطح زمین جمع می‌شوند.

the ground-floor restaurant had a lively atmosphere.

رستوران سطح زمین جوی پر انرژی داشت.

we parked the car in the ground-floor garage.

ما ماشین را در پارکینگ سطح زمین پارک کردیم.

the ground-floor entrance is accessible for wheelchairs.

ورودی سطح زمین برای کرسي چرخ دوچرخه قابل دسترس است.

the ground-floor retail space is available for rent.

فضای فروش سطح زمین برای اجاره در دسترس است.

the museum's gift shop is located on the ground-floor.

فروشگاه هدیه موزه در سطح زمین قرار دارد.

we enjoyed a coffee on the ground-floor patio.

ما یک قهوه در پیش‌خوان سطح زمین لذت بردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید