grown-out hair
موهای دراز شده
grown-out bangs
دیوار موی دراز شده
grown-out beard
سبیل دراز شده
grown-out style
سبک دراز شده
grown-out of it
از آن خسته شده ام
grown-out feeling
احساس دراز شده
grown-out clothes
لباس های دراز شده
grown-out look
ظاهر دراز شده
grown-out phase
فاز دراز شده
grown-out quickly
به سرعت دراز شده
i've grown-out my hair a lot since last summer.
من از تابستان گذشته خیلی موهایم را بلند کرده ام.
she's grown-out of her childish ways.
او از رفتارهای کودکانه خود فاصله گرفته است.
he's grown-out of playing video games.
او دیگر بازی ویدیویی بازی نمی کند.
the company has grown-out its initial business model.
شرکت مدل کسب و کار اولیه خود را تغییر داده است.
they've grown-out of the habit of late-night snacking.
آنها دیگر عادت به میان وعده های شبانه ندارند.
my little brother has grown-out of his teddy bear.
برادر کوچکم دیگر خرس عروسکی خود را دوست ندارد.
she's grown-out of wearing bright colors.
او دیگر پوشیدن رنگ های روشن را دوست ندارد.
he's grown-out of listening to pop music.
او دیگر گوش دادن به موسیقی پاپ را دوست ندارد.
the old factory has grown-out of use and been demolished.
کارخانه قدیمی دیگر قابل استفاده نیست و تخریب شده است.
they've grown-out of their old routines.
آنها دیگر برنامه های قدیمی خود را ندارند.
the software has grown-out its original functionality.
نرم افزار دیگر عملکرد اصلی خود را ندارد.
grown-out hair
موهای دراز شده
grown-out bangs
دیوار موی دراز شده
grown-out beard
سبیل دراز شده
grown-out style
سبک دراز شده
grown-out of it
از آن خسته شده ام
grown-out feeling
احساس دراز شده
grown-out clothes
لباس های دراز شده
grown-out look
ظاهر دراز شده
grown-out phase
فاز دراز شده
grown-out quickly
به سرعت دراز شده
i've grown-out my hair a lot since last summer.
من از تابستان گذشته خیلی موهایم را بلند کرده ام.
she's grown-out of her childish ways.
او از رفتارهای کودکانه خود فاصله گرفته است.
he's grown-out of playing video games.
او دیگر بازی ویدیویی بازی نمی کند.
the company has grown-out its initial business model.
شرکت مدل کسب و کار اولیه خود را تغییر داده است.
they've grown-out of the habit of late-night snacking.
آنها دیگر عادت به میان وعده های شبانه ندارند.
my little brother has grown-out of his teddy bear.
برادر کوچکم دیگر خرس عروسکی خود را دوست ندارد.
she's grown-out of wearing bright colors.
او دیگر پوشیدن رنگ های روشن را دوست ندارد.
he's grown-out of listening to pop music.
او دیگر گوش دادن به موسیقی پاپ را دوست ندارد.
the old factory has grown-out of use and been demolished.
کارخانه قدیمی دیگر قابل استفاده نیست و تخریب شده است.
they've grown-out of their old routines.
آنها دیگر برنامه های قدیمی خود را ندارند.
the software has grown-out its original functionality.
نرم افزار دیگر عملکرد اصلی خود را ندارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید