lengthened

[ایالات متحده]/ˈlɛŋθənd/
[بریتانیا]/ˈlɛŋθənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. طولانی‌تر شده در زمان یا فضا

عبارات و ترکیب‌ها

lengthened period

دوره طولانی‌تر

lengthened duration

مدت زمان طولانی‌تر

lengthened time

زمان طولانی‌تر

lengthened schedule

برنامه زمان‌بندی طولانی‌تر

lengthened distance

فاصله طولانی‌تر

lengthened response

پاسخ طولانی‌تر

lengthened wait

منتظر ماندن طولانی‌تر

lengthened process

فرآیند طولانی‌تر

lengthened timeline

جدول زمانی طولانی‌تر

lengthened conversation

گفتگوی طولانی‌تر

جملات نمونه

the meeting was lengthened due to unexpected discussions.

جلسه به دلیل بحث‌های غیرمنتظره طولانی‌تر شد.

her recovery time was lengthened by complications.

مدت زمان بهبودی او به دلیل عوارض طولانی‌تر شد.

the project deadline was lengthened to accommodate new requirements.

مهلت تحویل پروژه برای انطباق با الزامات جدید طولانی‌تر شد.

they lengthened the runway to allow larger aircraft to land.

آنها طول باند فرودگاه را برای فرود هواپیماهای بزرگتر طولانی‌تر کردند.

the film was lengthened with additional scenes.

فیلم با صحنه‌های اضافی طولانی‌تر شد.

his stay at the hotel was lengthened due to bad weather.

اقامت او در هتل به دلیل آب و هوای نامساعد طولانی‌تر شد.

the warranty period was lengthened for customer satisfaction.

مدت اعتبار گارانتی برای رضایت مشتری طولانی‌تر شد.

the training program was lengthened to cover more topics.

برنامه آموزشی برای پوشش موضوعات بیشتر طولانی‌تر شد.

she lengthened her morning routine to include exercise.

او برنامه صبحگاهی خود را برای انجام ورزش طولانی‌تر کرد.

the discussion lengthened into the evening.

بحث تا شب طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید