guessers

[ایالات متحده]/[ˈɡɛsəz]/
[بریتانیا]/[ˈɡɛsərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که حدس می‌زنند؛ کسی که حدس‌های آموزش‌دیده می‌زند.

عبارات و ترکیب‌ها

lucky guessers

گمانه گذاران خوش شانس

clever guessers

گمانه گذاران باهوش

be guessers

گمانه گذار شوید

experienced guessers

گمانه گذاران با تجربه

become guessers

گمانه گذار شوید

skilled guessers

گمانه گذاران ماهر

future guessers

گمانه گذاران آینده

young guessers

گمانه گذاران جوان

amateur guessers

گمانه گذاران علاقه مند

جملات نمونه

the game attracted many eager guessers.

بازی باعث جذب بسیاری از حدس‌زن‌های خوشحال شد.

we need to provide clues for the guessers.

ما باید نشانه‌هایی برای حدس‌زن‌ها ارائه دهیم.

the guessers were stumped by the riddle.

حدس‌زن‌ها توسط معما گیج شدند.

he was a skilled guesser in the contest.

او یک حدس‌زن ماهر در مسابقه بود.

the guessers huddled together to discuss.

حدس‌زن‌ها به هم گرویدند تا بحث کنند.

the children were excited to be good guessers.

کودکان برای اینکه حدس‌زن‌های خوبی باشند خوشحال بودند.

the quizmaster challenged the quick guessers.

میزبان بازی حدس‌زن‌های سریع را چالش داد.

experienced guessers often win these games.

حدس‌زن‌های تجربه‌دار معمولاً در این بازی‌ها برنده می‌شوند.

the guessers debated the possible answers.

حدس‌زن‌ها پاسخ‌های ممکن را مورد بحث قرار دادند.

new guessers should practice their skills.

حدس‌زن‌های جدید باید مهارت‌هایشان را تمرین کنند.

the audience were enthusiastic guessers.

بیننده‌ها حدس‌زن‌های خوشحال بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید