contestants

[ایالات متحده]/kənˈtɛstənts/
[بریتانیا]/kənˈtɛstənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک مسابقه رقابت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

contestants compete

رقابت شرکت کنندگان

contestants perform

اجرای شرکت کنندگان

contestants selected

انتخاب شرکت کنندگان

contestants eliminated

حذف شرکت کنندگان

contestants win

برنده شدن شرکت کنندگان

contestants audition

صفحه نمایش شرکت کنندگان

contestants ready

آماده بودن شرکت کنندگان

contestants challenge

چالش شرکت کنندگان

contestants vote

رای دادن شرکت کنندگان

contestants showcase

نمایش شرکت کنندگان

جملات نمونه

the contestants are ready to showcase their talents.

شرکت‌کنندگان آماده‌اند تا استعدادهای خود را به نمایش بگذارند.

each contestant will have a chance to win a prize.

هر شرکت‌کننده شانس برنده شدن جایزه را خواهد داشت.

the judges will evaluate the contestants based on their performance.

داوران عملکرد شرکت‌کنندگان را ارزیابی خواهند کرد.

contestants must follow the rules of the competition.

شرکت‌کنندگان باید قوانین مسابقه را رعایت کنند.

many contestants trained for months before the event.

بسیاری از شرکت‌کنندگان ماه‌ها قبل از مسابقه برای آن تمرین کردند.

the contestants came from different countries to participate.

شرکت‌کنندگان از کشورهای مختلف برای شرکت در آن آمده بودند.

after the elimination round, only ten contestants remained.

پس از دور حذفی، تنها ده شرکت‌کننده باقی ماندند.

contestants were excited to meet their idols at the event.

شرکت‌کنندگان از ملاقات با قهرمانان خود در این رویداد هیجان‌زده بودند.

the contestants shared their experiences during the interview.

شرکت‌کنندگان تجربیات خود را در طول مصاحبه به اشتراک گذاشتند.

all contestants received feedback from the judges.

تمام شرکت‌کنندگان بازخورد داوران را دریافت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید