gunshot

[ایالات متحده]/'gʌnʃɒt/
[بریتانیا]/'ɡʌnʃɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای شلیک یک تفنگ؛ دامنه یک تفنگ.
Word Forms
جمعgunshots

عبارات و ترکیب‌ها

gunshot wound

زخمی ناشی از گلوله

gunshot residue

بقایای ناشی از گلوله

gunshot victim

قربانی گلوله

جملات نمونه

a gunshot wound; gunshot victims.

زخمی ناشی از گلوله؛ مصدومان گلوله

The gunshot scattered the birds.

گلوله باعث پراکنده شدن پرندگان شد.

we bore down and came nearly within gunshot .

ما به سمت جلو حرکت کردیم و تقریباً به محدوده شلیک گلوله نزدیک شدیم.

died of a self-inflicted gunshot wound.

در اثر یک زخم خودکشی ناشی از گلوله جان باخت.

in the sudden quiet that followed the gunshot

در سکوت ناگهانی که پس از شلیک گلوله رخ داد

The loud gunshot echoed through the forest.

صدای بلند شلیک گلوله در جنگل طنین‌انداز شد.

The detective rushed to the scene of the gunshot.

مامور پلیس به سرعت به صحنه شلیک گلوله رفت.

The gunshot startled the birds into flight.

شلیک گلوله باعث ترسیدن و پرواز پرندگان شد.

The gunshot left a hole in the target.

شلیک گلوله سوراخی در هدف ایجاد کرد.

The soldier recognized the sound of a distant gunshot.

سرباز صدای شلیک گلوله از راه دور را تشخیص داد.

The gunshot rang out in the quiet night.

صدای شلیک گلوله در شب آرام طنین‌انداز شد.

The police are investigating the source of the gunshot.

پلیس در حال بررسی منبع شلیک گلوله است.

The gunshot shattered the glass window.

شلیک گلوله شیشه پنجره را شکست.

The hunter fired a gunshot at the deer.

شکارچی به سمت گوزن شلیک کرد.

The gunshot alerted the neighborhood to call the police.

شلیک گلوله باعث شد محله برای تماس با پلیس هوشیار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید