intuit

[ایالات متحده]/ɪn'tjuːɪt/
[بریتانیا]/ɪn'tʊɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور شهودی (چیزی) را دانستن یا درک کردن
vi. به طور شهودی (چیزی) را دانستن یا درک کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردintuits
زمان گذشتهintuited
جمعintuits
قسمت سوم فعلintuited
صفت یا فعل حال استمراریintuiting

عبارات و ترکیب‌ها

intuitively

به طور شهودی

intuitive understanding

درک شهودی

جملات نمونه

I intuited his real identity.

من هویت واقعی او را حدس زدم.

Claude often intuits my feelings about things long before I am really aware of them myself.

کلود اغلب احساسات من را در مورد چیزها خیلی قبل از اینکه من واقعاً متوجه آنها باشم، درک می کند.

She can intuit people's emotions.

او می تواند احساسات مردم را درک کند.

It's important to intuit the needs of your customers.

مهم است که نیازهای مشتریان خود را درک کنید.

He was able to intuit the solution to the problem.

او توانست راه حل مشکل را درک کند.

Some people can intuit when something is wrong.

برخی از افراد می توانند بفهمند چه زمانی مشکلی وجود دارد.

You need to intuit the best course of action.

شما باید بهترین اقدام را درک کنید.

She could intuit that he was lying.

او می توانست بفهمد که او دروغ می گوید.

Intuitively, I knew I should take a different approach.

من به طور غریزی می دانستم که باید یک رویکرد متفاوت اتخاذ کنم.

He intuitively understood the complexity of the situation.

او به طور غریزی پیچیدگی وضعیت را درک کرد.

They were able to intuit each other's thoughts without speaking.

آنها توانستند بدون صحبت کردن افکار یکدیگر را درک کنند.

Intuitively, she felt that something was about to go wrong.

به طور غریزی، او احساس کرد که چیزی قرار است اشتباه پیش برود.

نمونه‌های واقعی

The heart rate is pretty intuitive, but the stroke volume's a little tricky.

ضربان قلب بسیار شهودی است، اما حجم ضربه کمی پیچیده است.

منبع: Osmosis - Cardiovascular

So you more intuit it, you more experience it.

هر چه بیشتر آن را شهودی کنید، بیشتر آن را تجربه می کنید.

منبع: A Small Story, A Great Documentary

Step Two: Do you sense or intuit?

مرحله دوم: آیا احساس می کنید یا شهودی؟

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Just like with extraversion and introversion, all people spend some time sensing and intuiting depending on the situation.

مانند برونگرایی و درونگرایی، همه افراد بسته به موقعیت، زمانی را صرف حس کردن و شهودی می کنند.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

According to the craft developer intuitive machines, which says engineers had to overcome navigation issues in order to make the landing possible.

طبق گفته دستگاه های شهودی توسعه دهنده صنعت، که می گوید مهندسان باید بر مشکلات ناوبری غلبه کنند تا فرود امکان پذیر شود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Well I don't like your revelations. I don't think you intuit well at all

خب، من خوشم نمی آید از افشاگری های شما. فکر نمی کنم اصلاً خوب شهودی کنید.

منبع: Angel in America Part One

But somehow, I don't know, I just intuit, whoever this carpet designer and I, we're soulmates because we intuit the same thing.

اما به نوعی، نمی دانم، من فقط شهودی، هر کسی که این طراح فرش و من هستیم، همزاد هستیم زیرا ما همان چیز را شهودی می کنیم.

منبع: Classic styles of celebrities

Mr Trump seems to intuit something which du Maurier and other storytellers have grasped—that a character you don't see can make a bigger impression than those you do.

به نظر می رسد آقای ترامپ چیزی را شهودی می کند که دو موریه و سایر داستان نویسان متوجه آن شده اند - اینکه شخصیتی که نمی بینید می تواند تأثیر بیشتری نسبت به کسانی که می بینید، داشته باشد.

منبع: The Economist Culture

Because children intuit the rules that govern linguistic structure with little if any explicit instruction, philosophers and linguists argued that it must be a product of some uniquely human cognitive process.

چون کودکان قوانین حاکم بر ساختار زبانی را بدون آموزش صریح یا حداقل با آموزش اندک شهودی می کنند، فلاسفه و زبان شناسان استدلال کردند که باید محصول فرآیند شناختی منحصر به فرد انسان باشد.

منبع: 2023-38

According to Meltzer, what Weiss intuited was that there was a " dwindling divide between the expert versus the customer" in the beauty space, and the brand she started was appealingly approachable.

طبق گفته ملتزر، آنچه وایس شهودی کرد این بود که شکاف رو به رشدی بین متخصص و مشتری در حوزه زیبایی وجود دارد و برندهایی که شروع کرد به گونه ای جذاب و قابل دسترس بود.

منبع: 2023-39

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید