gyrating

[ایالات متحده]/dʒaɪˈreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/dʒaɪˈreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعل حال است از gyrate

عبارات و ترکیب‌ها

gyrating dancer

رقصنده چرخشی

gyrating hips

باسن‌های چرخشی

gyrating motion

حرکت چرخشی

gyrating body

بدن چرخشی

gyrating lights

چراغ‌های چرخشی

gyrating figure

تصویر چرخشی

gyrating rhythm

ریتم چرخشی

gyrating dance

رقص چرخشی

gyrating sound

صدای چرخشی

gyrating energy

انرژی چرخشی

جملات نمونه

the dancers were gyrating to the rhythm of the music.

رقص‌گران با ریتم موسیقی می‌چرخیدند.

the children were gyrating around the playground.

کودکان در اطراف زمین بازی می‌چرخیدند.

she was gyrating her hips while dancing.

او در حالی که می‌رقصید، لگنش را به حرکت درمی‌آورد.

the tornado was gyrating violently in the distance.

گردبادی به شدت در دوردست می‌چرخید.

he watched the gyrating flames of the campfire.

او به شعله‌های چرخنده آتش‌دان نگاه کرد.

the car's wheels were gyrating as it sped down the road.

چرخ‌های ماشین با سرعت در جاده به حرکت درمی‌آمدند.

the silk scarf was gyrating in the wind.

حریر در باد می‌چرخید.

she felt dizzy from the gyrating motion of the ride.

او از حرکت چرخشی سواری سرگیجه گرفت.

the gymnasts were gyrating gracefully on the mat.

ژیمناست‌ها به طور ظریف روی تشک می‌چرخیدند.

the planet's gyrating orbit fascinated the astronomers.

مدار چرخنده سیاره ذهن ستاره شناسان را مجذوب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید