twirling

[ایالات متحده]/ˈtwɜːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtwɜːrlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث چرخش سریع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

twirling dancer

رقصنده چرخشی

twirling leaves

برگ‌های چرخشی

twirling ribbon

جوراب چرخشی

twirling fire

آتش چرخشی

twirling skirt

دامن چرخشی

twirling top

توپ چرخشی

twirling snowflakes

کریستال‌های برف چرخشی

twirling dancer's

رقصنده چرخشی

twirling baton

باتون چرخشی

twirling partner

همراه رقصنده چرخشی

جملات نمونه

the dancer was twirling gracefully across the stage.

رقصنده به طور ظریف در حال چرخیدن روی صحنه بود.

she was twirling her hair while waiting for the bus.

او در حالی که منتظر اتوبوس بود، موهایش را می‌چرخاند.

the leaves were twirling in the autumn breeze.

برگ‌ها در نسیم پاییزی می‌چرخیدند.

the child was twirling in circles, laughing with joy.

کودک با خوشحالی به شکل چرخ‌چرخ در حال چرخیدن بود.

he enjoyed twirling his pen during the meeting.

او از چرخاندن خودکارش در طول جلسه لذت می‌برد.

they watched the twirling dancers at the festival.

آنها رقصندگان چرخشی را در جشنواره تماشا کردند.

she felt dizzy after twirling too many times.

بعد از چرخاندن بیش از حد، احساس سرگیجه کرد.

the dog was twirling around its owner in excitement.

سگ با هیجان دور صاحبش می‌چرخید.

he captured the moment of twirling leaves in a photograph.

او لحظه چرخیدن برگ‌ها را در یک عکس ثبت کرد.

she wore a dress that flowed beautifully while twirling.

او لباسی پوشیده بود که در حالی که می‌چرخید، به زیبایی جریان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید