gyratory

[ایالات متحده]/dʒɪˈreɪtəri/
[بریتانیا]/dʒəˈreɪtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن حرکتی دایره‌ای یا مارپیچ

عبارات و ترکیب‌ها

gyratory crusher

خردکن گردشی

gyratory motion

حرکت گردشی

gyratory system

سیستم گردشی

gyratory traffic

ترافیک گردشی

gyratory design

طراحی گردشی

gyratory mechanism

مکانیزم گردشی

gyratory equipment

تجهیزات گردشی

gyratory principle

اصل گردشی

gyratory function

عملکرد گردشی

gyratory action

عملکرد گردشی

جملات نمونه

the gyratory system in the city helps manage traffic flow.

سیستم چرخشی در شهر به مدیریت جریان ترافیک کمک می کند.

many drivers find the gyratory roundabout confusing.

بسیاری از رانندگان تقاطع چرخشی مارپیچ را گیج کننده می دانند.

he took the wrong exit at the gyratory.

او در تقاطع چرخشی از خروجی اشتباه استفاده کرد.

the new gyratory design improved safety for pedestrians.

طرح جدید چرخشی ایمنی را برای عابران پیاده بهبود بخشید.

traffic lights are often used in large gyratory intersections.

چراغ های راهنمایی اغلب در تقاطع های بزرگ چرخشی استفاده می شوند.

gyratory systems can reduce the number of accidents.

سیستم های چرخشی می توانند تعداد حوادث را کاهش دهند.

she navigated the gyratory with ease.

او به راحتی از تقاطع چرخشی عبور کرد.

gyratory traffic patterns are common in urban planning.

الگوهای ترافیکی چرخشی در برنامه ریزی شهری رایج هستند.

the city council proposed a new gyratory to ease congestion.

شورای شهر پیشنهاد کرد یک تقاطع چرخشی جدید برای رفع تراکم ترافیک ایجاد کند.

understanding how to use a gyratory is essential for drivers.

درک نحوه استفاده از یک تقاطع چرخشی برای رانندگان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید