whirlpool
گرداب
whirl around
به دور خود چرخیدن
whirlwind
گرداب
in a whirl
درهم و برهم
a whirling fog of dust.
یک مه گردابی از گرد و غبار.
the album is an orgasmic whirl of techno soundscapes.
آلبوم یک گرداب ارگاسمی از مناظر صوتی техно است.
We whirled about the room.
ما در حال چرخیدن در اطراف اتاق بودیم.
The car whirled out of sight.
ماشین از دید خارج چرخید.
Her life was a whirl of parties.
زندگی او مجموعهای از مهمانیها بود.
My head is whirling with data.
ذهنم با دادهها در حال چرخیدن است.
whirled the motorcycle around the corner.
موتورسیکلت را دور پیچ چرخاند.
the next couple of weeks were spent in a whirl of feverish activity.
هفتههای آینده در یک گرداب از فعالیت تبدار سپری شد.
The wind whirled the dead leaves about.
باد برگهای مرده را به اطراف چرخاند.
The cart whirled him down the hill.
چرخ دستی او را به پایین تپه چرخاند.
The dancer whirled across the stage.
رقاص روی صحنه چرخید.
She whirled around to face him.
او برای روبرو شدن با او چرخید.
The wind whirled across the steppes.
باد در دشتها چرخید.
The wind whirled the leaves into the air.
باد برگها را به هوا چرخاند.
The car whirled off them away.
ماشین از آنها دور چرخید.
whirlpool
گرداب
whirl around
به دور خود چرخیدن
whirlwind
گرداب
in a whirl
درهم و برهم
a whirling fog of dust.
یک مه گردابی از گرد و غبار.
the album is an orgasmic whirl of techno soundscapes.
آلبوم یک گرداب ارگاسمی از مناظر صوتی техно است.
We whirled about the room.
ما در حال چرخیدن در اطراف اتاق بودیم.
The car whirled out of sight.
ماشین از دید خارج چرخید.
Her life was a whirl of parties.
زندگی او مجموعهای از مهمانیها بود.
My head is whirling with data.
ذهنم با دادهها در حال چرخیدن است.
whirled the motorcycle around the corner.
موتورسیکلت را دور پیچ چرخاند.
the next couple of weeks were spent in a whirl of feverish activity.
هفتههای آینده در یک گرداب از فعالیت تبدار سپری شد.
The wind whirled the dead leaves about.
باد برگهای مرده را به اطراف چرخاند.
The cart whirled him down the hill.
چرخ دستی او را به پایین تپه چرخاند.
The dancer whirled across the stage.
رقاص روی صحنه چرخید.
She whirled around to face him.
او برای روبرو شدن با او چرخید.
The wind whirled across the steppes.
باد در دشتها چرخید.
The wind whirled the leaves into the air.
باد برگها را به هوا چرخاند.
The car whirled off them away.
ماشین از آنها دور چرخید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید