swirling winds
وزش بادهای چرخشی
swirling patterns
الگوهای چرخشی
swirl chamber
اتاق گردابی
a swirl of white water.
گردابی از آب سفید
swirl a little cream into the soup.
کمی خامه را در سوپ مخلوط کنید.
a swirling vortex of emotions.
گردابی متلاطم از احساسات
swirled the wine to aromatize it.
برای معطر کردن آن، شراب را به هم زد.
the smoke was swirling around him.
دود در حال چرخیدن دور او بود.
she emerged with a swirl of skirts.
او با چرخشی از دامنها ظاهر شد.
a stream swirling over the rocks
جریانی که در حال چرخیدن روی سنگ ها بود
The water swirled about his feet.
آب در حال چرخیدن اطراف پاهای او بود.
She danced with a swirl of her skirt.
او با چرخشی از دامن خود رقصید.
Therese was magnificent in a swirling confection of crimson.
ترز در یک ترکیب چرخان قرمز بسیار زیبا بود.
a sucking swirl dimpled the water.
گردابی مکنده سطح آب را فرورخت.
her skirt swirled in a froth of black lace.
دامن او در انبوهی از تور مشکی چرخید.
swirls of dust swept across the floor.
گرد و غبار از کف زمین عبور کرد.
It was a long, chilly tromp through the swirling night .
یک سفر طولانی و سرد در شب پرپیچ و خمه بود.
made a dramatic entrance in a swirling cape;
با یک شنل چرخشی به شکلی دراماتیک وارد شد;
The measuring value of mo mentum swirl meter does not fluctuate greatly, and is always higher than that of paddle wheel swirl meter.
مقدار اندازهگیری سرعت لحظهای متر نوسان زیادی ندارد و همیشه بیشتر از سرعت متر چرخابی است.
wreaths of mist swirled up into the cold air.
حلقه های مه در هوای سرد به سمت بالا چرخیدند.
The flood waters swirled wildly under the bridge.
آب های سیل به شدت زیر پل به هم چسبیدند.
swirling winds
وزش بادهای چرخشی
swirling patterns
الگوهای چرخشی
swirl chamber
اتاق گردابی
a swirl of white water.
گردابی از آب سفید
swirl a little cream into the soup.
کمی خامه را در سوپ مخلوط کنید.
a swirling vortex of emotions.
گردابی متلاطم از احساسات
swirled the wine to aromatize it.
برای معطر کردن آن، شراب را به هم زد.
the smoke was swirling around him.
دود در حال چرخیدن دور او بود.
she emerged with a swirl of skirts.
او با چرخشی از دامنها ظاهر شد.
a stream swirling over the rocks
جریانی که در حال چرخیدن روی سنگ ها بود
The water swirled about his feet.
آب در حال چرخیدن اطراف پاهای او بود.
She danced with a swirl of her skirt.
او با چرخشی از دامن خود رقصید.
Therese was magnificent in a swirling confection of crimson.
ترز در یک ترکیب چرخان قرمز بسیار زیبا بود.
a sucking swirl dimpled the water.
گردابی مکنده سطح آب را فرورخت.
her skirt swirled in a froth of black lace.
دامن او در انبوهی از تور مشکی چرخید.
swirls of dust swept across the floor.
گرد و غبار از کف زمین عبور کرد.
It was a long, chilly tromp through the swirling night .
یک سفر طولانی و سرد در شب پرپیچ و خمه بود.
made a dramatic entrance in a swirling cape;
با یک شنل چرخشی به شکلی دراماتیک وارد شد;
The measuring value of mo mentum swirl meter does not fluctuate greatly, and is always higher than that of paddle wheel swirl meter.
مقدار اندازهگیری سرعت لحظهای متر نوسان زیادی ندارد و همیشه بیشتر از سرعت متر چرخابی است.
wreaths of mist swirled up into the cold air.
حلقه های مه در هوای سرد به سمت بالا چرخیدند.
The flood waters swirled wildly under the bridge.
آب های سیل به شدت زیر پل به هم چسبیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید