hags

[ایالات متحده]/hæɡz/
[بریتانیا]/hæɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه hag

عبارات و ترکیب‌ها

old hags

دیوگان پیر

witch hags

دیوگان جادوگر

hags and

دیوگان و

hags fly

دیوگان پرواز می‌کنند

hags curse

دیوگان نفرین می‌کنند

hags gather

دیوگان جمع می‌شوند

hags laugh

دیوگان می‌خندند

hags brew

دیوگان دم می‌کنند

hags dance

دیوگان می‌رقصند

hags plot

دیوگان نقش می‌کشند

جملات نمونه

some people believe that hags can cast spells.

برخی از مردم معتقدند که جادوگران می‌توانند طلسم کنند.

in folklore, hags are often depicted as evil witches.

در فولکلور، جادوگران اغلب به عنوان جادوگرانی خبیث به تصویر کشیده می‌شوند.

the story features a hag who lives in the forest.

داستان شامل جادوگری است که در جنگل زندگی می‌کند.

hags are commonly associated with dark magic.

جادوگران معمولاً با جادوی سیاه مرتبط هستند.

many tales warn children about the dangers of hags.

داستان‌های زیادی کودکان را در مورد خطرات جادوگران هشدار می‌دهند.

the hag transformed into a beautiful maiden.

جادوگر به یک دختر زیبا تبدیل شد.

legends say that hags can steal youth from others.

افسانه ها می گویند که جادوگران می توانند جوانی را از دیگران بدزدند.

hags often appear in stories as antagonists.

جادوگران اغلب در داستان‌ها به عنوان شخصیت‌های منفی ظاهر می‌شوند.

people fear hags because of their cunning nature.

مردم از جادوگران به دلیل ذات حیله گرشان می ترسند.

the hag's laugh echoed through the dark woods.

خنده جادوگر در جنگل تاریک طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید