hairline

[ایالات متحده]/'heəlaɪn/
[بریتانیا]/'hɛrlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطی به شدت نازک؛ خطی که رشد مو در پیشانی آغاز می‌شود
adj. به شدت نازک؛ دارای اختلاف بسیار کم
Word Forms
جمعhairlines

عبارات و ترکیب‌ها

receding hairline

پس‌روی خط مو

thinning hairline

ریشه‌ی نازک

natural hairline

ریشه‌ی طبیعی

جملات نمونه

masonry paint will cover hairline cracks.

رنگ ماسونری ترک های مویی را پوشش می دهد.

a hairline crack down the middle of the glass.

یک ترک مویی باریک در وسط شیشه.

a small hairline crack could develop into a rupture.

یک ترک مویی کوچک می‌تواند به پارگی تبدیل شود.

a hairline that had receded;

یک خط مویی که پس زده بود;

He is worried about his receding hairline.

او نگران خط مویی است که پس زده است.

She uses a special shampoo to strengthen her hairline.

او از یک شامپوی خاص برای تقویت خط مویی خود استفاده می‌کند.

His hairline started receding in his late twenties.

خط مویی او در اواخر بیست سالگی شروع به پس زدن کرد.

The barber suggested a new hairstyle to conceal the uneven hairline.

آرایشگر یک مدل موی جدید برای پوشاندن خط مویی ناهموار پیشنهاد کرد.

She has a widow's peak at her hairline.

او یک نوک بیوه در خط مویی خود دارد.

He is considering getting a hair transplant to fix his receding hairline.

او در حال بررسی کاشت مو برای رفع خط مویی است که پس زده است.

The actress's flawless hairline is the envy of many.

خط مویی بی‌نقص بازیگر مورد حسادت بسیاری قرار دارد.

He combs his hair in a way that accentuates his hairline.

او موهای خود را به گونه‌ای شانه می‌کند که خط مویی خود را برجسته می‌کند.

The hairline is a common area for hair loss in men.

خط مویی یک ناحیه رایج برای ریزش مو در مردان است.

She uses hair products to maintain a defined hairline.

او از محصولات مو برای حفظ خط مویی مشخص استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید