hands-off policy
سیاست عدم دخالت
hands-off approach
رویکرد عدم دخالت
hands-off deal
معامله بدون دخالت
hands-off management
مدیریت بدون دخالت
hands-off attitude
نگاه عدم دخالت
being hands-off
عدم دخالت کردن
hands-off zone
منطقه ممنوعالدخالت
totally hands-off
کاملاً بدون دخالت
we need a hands-off approach to this project; let them manage it themselves.
ما به یک رویکرد غیر مداخلهجویانه برای این پروژه نیاز داریم؛ اجازه دهید خودشان آن را مدیریت کنند.
the manager gave a hands-off directive, allowing teams full autonomy.
مدیر یک دستورالعمل غیر مداخلهجویانه صادر کرد و به تیمها اختیار کامل داد.
it's a hands-off policy regarding employee scheduling.
در مورد زمانبندی کارکنان، یک سیاست غیر مداخلهجویانه وجود دارد.
the investor prefers a hands-off role in the company's operations.
سرمایهگذار ترجیح میدهد نقش غیر مداخلهجویانهای در عملیات شرکت ایفا کند.
the consultant suggested a hands-off strategy for market entry.
مشاور یک استراتژی غیر مداخلهجویانه برای ورود به بازار پیشنهاد کرد.
we're taking a hands-off stance on the social media campaign.
ما در مورد کمپین رسانههای اجتماعی، موضع غیر مداخلهجویانهای اتخاذ میکنیم.
the government maintains a hands-off policy towards private businesses.
دولت نسبت به کسب و کارهای خصوصی سیاست غیر مداخلهجویانهای را حفظ میکند.
the team appreciated the hands-off leadership style of the supervisor.
تیم از سبک رهبری غیر مداخلهجویانه ناظر قدردانی کرد.
the client requested a completely hands-off service from our agency.
مشتری یک سرویس کاملاً غیر مداخلهجویانه از آژانس ما درخواست کرد.
we adopted a hands-off attitude towards the competitor's actions.
ما در مورد اقدامات رقیب، نگرشی غیر مداخلهجویانه اتخاذ کردیم.
the board of directors prefers a hands-off approach to daily management.
هیئت مدیره ترجیح میدهد رویکرد غیر مداخلهجویانهای نسبت به مدیریت روزانه داشته باشد.
hands-off policy
سیاست عدم دخالت
hands-off approach
رویکرد عدم دخالت
hands-off deal
معامله بدون دخالت
hands-off management
مدیریت بدون دخالت
hands-off attitude
نگاه عدم دخالت
being hands-off
عدم دخالت کردن
hands-off zone
منطقه ممنوعالدخالت
totally hands-off
کاملاً بدون دخالت
we need a hands-off approach to this project; let them manage it themselves.
ما به یک رویکرد غیر مداخلهجویانه برای این پروژه نیاز داریم؛ اجازه دهید خودشان آن را مدیریت کنند.
the manager gave a hands-off directive, allowing teams full autonomy.
مدیر یک دستورالعمل غیر مداخلهجویانه صادر کرد و به تیمها اختیار کامل داد.
it's a hands-off policy regarding employee scheduling.
در مورد زمانبندی کارکنان، یک سیاست غیر مداخلهجویانه وجود دارد.
the investor prefers a hands-off role in the company's operations.
سرمایهگذار ترجیح میدهد نقش غیر مداخلهجویانهای در عملیات شرکت ایفا کند.
the consultant suggested a hands-off strategy for market entry.
مشاور یک استراتژی غیر مداخلهجویانه برای ورود به بازار پیشنهاد کرد.
we're taking a hands-off stance on the social media campaign.
ما در مورد کمپین رسانههای اجتماعی، موضع غیر مداخلهجویانهای اتخاذ میکنیم.
the government maintains a hands-off policy towards private businesses.
دولت نسبت به کسب و کارهای خصوصی سیاست غیر مداخلهجویانهای را حفظ میکند.
the team appreciated the hands-off leadership style of the supervisor.
تیم از سبک رهبری غیر مداخلهجویانه ناظر قدردانی کرد.
the client requested a completely hands-off service from our agency.
مشتری یک سرویس کاملاً غیر مداخلهجویانه از آژانس ما درخواست کرد.
we adopted a hands-off attitude towards the competitor's actions.
ما در مورد اقدامات رقیب، نگرشی غیر مداخلهجویانه اتخاذ کردیم.
the board of directors prefers a hands-off approach to daily management.
هیئت مدیره ترجیح میدهد رویکرد غیر مداخلهجویانهای نسبت به مدیریت روزانه داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید