harangue

[ایالات متحده]/həˈræŋ/
[بریتانیا]/həˈræŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سخنرانی یا نطق طولانی و پرشور
vt. به طور طولانی و با لحن قوی و تهاجمی با (کسی) صحبت کردن
vi. یک سخنرانی یا نطق طولانی و پرشور را ارائه دادن
Word Forms
قسمت سوم فعلharangued
صفت یا فعل حال استمراریharanguing
زمان گذشتهharangued
شکل سوم شخص مفردharangues
جمعharangues

عبارات و ترکیب‌ها

deliver a harangue

ارائه سخنرانی تند

political harangue

سخنرانی تند سیاسی

جملات نمونه

he harangued the public on their ignorance.

او با تندی و طعنه، عموم مردم را در مورد نادانی آنها مورد خطاب قرار داد.

That long odyssey is not so in the world of bin Laden or an Iranian theocrat — or the ignorant who stream out of the madrassas and Friday fundamentalist harangues along the Afghan-Pakistani border.

آن سفر طولانی در دنیای بن لادن یا یک مقام مذهبی ایرانی - یا افراد بی‌سواد که از مدارس مذهبی و سخنرانی‌های متعصبانه جمعه در امتداد مرز افغانستان و پاکستان خارج می‌شوند، به این شکل نیست.

The politician delivered a long harangue against the new policy.

سیاستمدار یک سخنرانی طولانی و تند علیه سیاست جدید ایراد کرد.

She would often harangue her children about the importance of education.

او اغلب به فرزندان خود در مورد اهمیت تحصیل گوشزد می‌کرد.

During the meeting, he went on a harangue about the company's lack of transparency.

در طول جلسه، او در مورد فقدان شفافیت شرکت، سخنرانی طولانی و تندی ایراد کرد.

The boss's daily harangue about punctuality was starting to annoy the employees.

سخنرانی روزانه رئیس در مورد اهمیت به موقع بودن، شروع به آزار دادن کارمندان کرد.

The teacher's harangue on the importance of studying hard fell on deaf ears.

گوشزد کردن معلم در مورد اهمیت تلاش زیاد برای تحصیل، بی‌اثر بود.

The coach's harangue fired up the team before the championship game.

سخنرانی مربی، تیم را قبل از بازی قهرمانی، مشتاق کرد.

She would often harangue her husband about helping out more with household chores.

او اغلب به شوهرش در مورد کمک بیشتر در کارهای خانه گوشزد می‌کرد.

The CEO's harangue about cost-cutting measures was met with mixed reactions from the employees.

سخنرانی مدیرعامل در مورد اقدامات کاهش هزینه با واکنش‌های متفاوت از سوی کارمندان مواجه شد.

The customer's harangue about the poor service led to the restaurant manager offering a refund.

سخنرانی مشتری در مورد خدمات ضعیف باعث شد مدیر رستوران پیشنهاد بازپرداخت کند.

His constant harangue against his colleagues created a tense atmosphere in the office.

سخنرانی مداوم او علیه همکارانش، فضایی تنش‌آلود در دفتر ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید