harasses others
آزار دیگران
harasses students
آزار دانشجویان
harasses employees
آزار کارمندان
harasses women
آزار زنان
harasses children
آزار کودکان
harasses clients
آزار مشتریان
harasses neighbors
آزار همسایگان
harasses friends
آزار دوستان
harasses staff
آزار کارکنان
harasses partners
آزار شرکا
the constant noise from the construction site harasses the residents.
همیشه سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث آزار و اذیت ساکنان می شود.
he feels that his coworker harasses him with unnecessary questions.
او احساس می کند که همکارش با سوالات غیر ضروری او را آزار می دهد.
online trolls often harass people for their opinions.
ترولهای اینترنتی اغلب افراد را به دلیل نظراتشان آزار میدهند.
the manager warned that anyone who harasses a colleague will face consequences.
مدیر هشدار داد که هر کسی که همکار خود را آزار دهد با عواقب روبرو خواهد شد.
she decided to report the person who harasses her on social media.
او تصمیم گرفت فردی که او را در رسانه های اجتماعی آزار می دهد را گزارش کند.
the law protects individuals from being harassed at work.
قانون از آزار و اذیت افراد در محل کار محافظت می کند.
he often harasses his friends with annoying phone calls.
او اغلب با تماس های تلفنی آزاردهنده دوستان خود را آزار می دهد.
the teacher intervened when a student began to harass another.
معلم زمانی که یک دانش آموز شروع به آزار و اذیت دیگری کرد، مداخله کرد.
she felt harassed by the overwhelming number of emails she received.
او احساس می کرد که با تعداد زیادی ایمیل هایی که دریافت می کرد، آزار و اذیت شده است.
harassment in any form is unacceptable in our community.
آزار و اذیت به هر شکلی در جامعه ما قابل قبول نیست.
harasses others
آزار دیگران
harasses students
آزار دانشجویان
harasses employees
آزار کارمندان
harasses women
آزار زنان
harasses children
آزار کودکان
harasses clients
آزار مشتریان
harasses neighbors
آزار همسایگان
harasses friends
آزار دوستان
harasses staff
آزار کارکنان
harasses partners
آزار شرکا
the constant noise from the construction site harasses the residents.
همیشه سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز باعث آزار و اذیت ساکنان می شود.
he feels that his coworker harasses him with unnecessary questions.
او احساس می کند که همکارش با سوالات غیر ضروری او را آزار می دهد.
online trolls often harass people for their opinions.
ترولهای اینترنتی اغلب افراد را به دلیل نظراتشان آزار میدهند.
the manager warned that anyone who harasses a colleague will face consequences.
مدیر هشدار داد که هر کسی که همکار خود را آزار دهد با عواقب روبرو خواهد شد.
she decided to report the person who harasses her on social media.
او تصمیم گرفت فردی که او را در رسانه های اجتماعی آزار می دهد را گزارش کند.
the law protects individuals from being harassed at work.
قانون از آزار و اذیت افراد در محل کار محافظت می کند.
he often harasses his friends with annoying phone calls.
او اغلب با تماس های تلفنی آزاردهنده دوستان خود را آزار می دهد.
the teacher intervened when a student began to harass another.
معلم زمانی که یک دانش آموز شروع به آزار و اذیت دیگری کرد، مداخله کرد.
she felt harassed by the overwhelming number of emails she received.
او احساس می کرد که با تعداد زیادی ایمیل هایی که دریافت می کرد، آزار و اذیت شده است.
harassment in any form is unacceptable in our community.
آزار و اذیت به هر شکلی در جامعه ما قابل قبول نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید