hardwearing

[ایالات متحده]/'hɑ:d,wεəriŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل تحمل سایش و پارگی، مناسب برای استفاده درازمدت.

جملات نمونه

The car industry is happy to utilize this kind of recycled material for example as??hardwearing interior trim or as a cable conduit unit.

صنعت خودرو از استفاده از این نوع مواد بازیافتی خوشحال است، به عنوان مثال، روکش داخلی بادوام یا واحد مجرای کابل.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید