harpy

[ایالات متحده]/'hɑːpɪ/
[بریتانیا]/'hɑrpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص بی‌رحم و طمع‌کار، یک هیولای مؤنث به شکل پرنده با چهره انسانی.
Word Forms
جمعharpies

عبارات و ترکیب‌ها

a sinister harpy

یک هارپی مرموز

جملات نمونه

The harpy eagle is one of the largest and most powerful eagles in the world.

نسر هارپی یکی از بزرگترین و قدرتمندترین عقاب‌ها در جهان است.

In Greek mythology, harpies were often depicted as winged spirits with the face of a woman and the body of a bird.

در اساطیر یونان، هارپی‌ها اغلب به عنوان ارواح بالدار با چهره زن و بدن پرنده به تصویر کشیده می‌شدند.

The harpy screeched loudly as it swooped down to catch its prey.

هارپی با صدای بلند جیغ کشید در حالی که برای گرفتن طعمه‌اش به سرعت پایین می‌آمد.

The harpy's talons are sharp and deadly, making it a fearsome predator in the forest.

پنجه‌های هارپی تیز و کشنده هستند و آن را به یک شکارچی ترسناک در جنگل تبدیل می‌کنند.

Legends say that harpies would snatch away people and carry them off to their lair.

افسانه ها می‌گویند که هارپی ها مردم را می‌ربودند و به لانه خود می‌بردند.

The harpy's wingspan can reach up to 7 feet, allowing it to soar high in the sky.

طول بال‌های هارپی می‌تواند تا 7 فوت برسد و به آن اجازه می‌دهد تا در آسمان پرواز کند.

The harpy's piercing eyes scanned the forest for any signs of movement.

چشم‌های نافذ هارپی جنگل را برای هرگونه نشانه‌ای از حرکت جستجو می‌کردند.

The villagers told stories of the harpy's haunting cries echoing through the night.

روستاییان داستان‌هایی از فریادهای شبح‌وار هارپی که در طول شب طنین‌انداز می‌شدند تعریف می‌کردند.

The harpy's feathers were a mix of grey and white, blending in with the clouds above.

پرهای هارپی ترکیبی از خاکستری و سفید بودند و با ابرها ترکیب می‌شدند.

Sailors feared encountering a harpy at sea, believing it to be a bad omen.

ملوانان از برخورد با هارپی در دریا می‌ترسیدند و آن را نشانه‌ای بد می‌دانستند.

نمونه‌های واقعی

One of the most notable species is the harpy eagle.

یکی از قابل توجه‌ترین گونه‌ها، عقاب هارپی است.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

The harpy eagle is one big bird.

عقاب هارپی یک پرنده بزرگ است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Anyway, the harpy eagle is armed with talons as big as grizzly bears.

با این حال، عقاب هارپی مجهز به پنجه‌هایی به بزرگی خرس گریزلی است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

Named after the man-eating monsters from Greek mythology, the harpy, these beautiful birds are Peggy.

به نام هیولاهای انسان‌خوار از اساطیر یونان، هارپی، این پرندگان زیبا، پیگی هستند.

منبع: National Geographic (Children's Section)

" And murder. The Sons of the Harpy slew thirty in the night" .

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

This is great because it offers them protection from harpy eagles and other predators since they're camouflaged.

این عالی است زیرا از آنها در برابر عقاب‌های هارپی و سایر شکارچیان محافظت می‌کند زیرا آنها با پوشش گیاهی ترکیب شده‌اند.

منبع: Learn English with Matthew.

Others portrayed her as a harpy, a notoriously disagreeable mythical beast that was half bird-of-prey, half woman.

دیگران او را به عنوان هارپی به تصویر می‌کشیدند، یک موجود اساطیری بد مزاج که نیمی از آن پرنده شکاری و نیمی از آن زن بود.

منبع: The Economist (Summary)

If I tried to warn him about what was happening, I became a jealous harpy.

اگر سعی می‌کردم او را از آنچه اتفاق می‌افتد آگاه کنم، به یک هارپی حسود تبدیل شدم.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

All her old harpies will be there.

همه هارپی‌های قدیمی‌اش آنجا خواهند بود.

منبع: Still Me (Me Before You #3)

" Children of the Harpy. Only blood can pay for blood" .

منبع: A Dance with Dragons: The Song of Ice and Fire (Bilingual Chinese-English)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید