harpies

[ایالات متحده]/ˈhɑːpiːz/
[بریتانیا]/ˈhɑrpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودی در اساطیر یونان و روم که بخشی زن و بخشی پرنده است؛ زنی ظالم و حریص

عبارات و ترکیب‌ها

angry harpies

هارپی‌های خشمگین

harpies attack

حمله هارپی‌ها

mythical harpies

هارپی‌های افسانه‌ای

harpies' cry

فریاد هارپی‌ها

fierce harpies

هارپی‌های خشمگین

harpies' nest

لانه هارپی‌ها

harpies' wings

بال‌های هارپی‌ها

harpies' song

آهنگ هارپی‌ها

harpies' fury

خشم هارپی‌ها

harpies' presence

حضور هارپی‌ها

جملات نمونه

in mythology, harpies are known as winged spirits.

در اساطیر، هارپی‌ها به عنوان ارواح بالدار شناخته می‌شوند.

harpies often symbolize the destructive aspects of nature.

هارپی‌ها اغلب نماد جنبه‌های ویرانگر طبیعت هستند.

the harpies swooped down from the mountains.

هارپی‌ها از کوه‌ها پایین شیرجه زدند.

in literature, harpies are often depicted as vengeful creatures.

در ادبیات، هارپی‌ها اغلب به عنوان موجوداتی انتقام‌جو به تصویر کشیده می‌شوند.

in the story, the hero fought against the harpies.

در داستان، قهرمان با هارپی‌ها مبارزه کرد.

harpies are said to steal food from unsuspecting travelers.

گفته می‌شود که هارپی‌ها غذا را از مسافران غافلگیر می‌کنند.

the legend of harpies has fascinated many cultures.

افسانه هارپی‌ها بسیاری از فرهنگ‌ها را مجذوب خود کرده است.

some tales describe harpies as beautiful yet dangerous.

برخی داستان‌ها هارپی‌ها را زیبا اما خطرناک توصیف می‌کنند.

harpies are often associated with storms and winds.

هارپی‌ها اغلب با طوفان‌ها و بادها مرتبط هستند.

in ancient art, harpies are frequently illustrated in battle.

در هنر باستانی، هارپی‌ها اغلب در نبرد به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید