hautboy

[ایالات متحده]/ˈhəʊt.bɔɪ/
[بریتانیا]/ˈhoʊt.bɔɪ/

ترجمه

n. نوعی ساز بادی چوبی مشابه به اوبوا؛ اوبوی با صدای تیز
Word Forms
جمعhautboys

عبارات و ترکیب‌ها

hautboy player

نوازنده هاکبو

hautboy music

موسیقی هاکبو

hautboy sound

صدای هاکبو

hautboy concerto

کنچرتوی هاکبو

hautboy section

بخش هاکبو

hautboy ensemble

اجرا گروهی هاکبو

hautboy tone

آهنگ هاکبو

hautboy piece

قطعه هاکبو

hautboy solo

قطعه تک‌نوازی هاکبو

hautboy repertoire

آهنگ‌های هاکبو

جملات نمونه

the hautboy is a woodwind instrument.

هوتبو یک ساز بادی چوبی است.

she played the hautboy beautifully in the orchestra.

او به زیبایی با هوتبو در ارکستر نواخت.

many composers have written pieces for the hautboy.

بسیاری از آهنگسازان قطعاتی برای هوتبو نوشته اند.

the hautboy's sound is often described as sweet.

صدای هوتبو اغلب به عنوان شیرین توصیف می شود.

he decided to learn the hautboy during music school.

او تصمیم گرفت در طول تحصیل در رشته موسیقی هوتبو را یاد بگیرد.

in baroque music, the hautboy was quite popular.

در موسیقی باروک، هوتبو بسیار محبوب بود.

the hautboy section adds depth to the symphony.

بخش هوتبو عمق بیشتری به سمفونی می بخشد.

she has a collection of vintage hautboys.

او مجموعه ای از هوتโบهای قدیمی دارد.

listening to the hautboy can be quite relaxing.

گوش دادن به هوتبو می تواند بسیار آرامش بخش باشد.

the hautboy is often featured in chamber music.

هوتبو اغلب در موسیقی اتاق به چشم می خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید