hazarding

[ایالات متحده]/'hæzədɪŋ/
[بریتانیا]/'hæzərdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ریسک یا شانس گرفتن؛ جرات کردن برای انجام کاری؛ تلاش برای ارائه چیزی؛ در معرض خطر یا ریسک قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

hazarding a guess

حدس زدن

hazarding an opinion

بیان نظر

hazarding a chance

به خطر انداختن شانس

hazarding a bet

شرط بستن

hazarding a risk

به خطر انداختن

hazarding a statement

بیان یک اظهار نظر

hazarding a challenge

ارائه یک چالش

hazarding an estimate

ارائه یک تخمین

hazarding a proposal

ارائه یک پیشنهاد

hazarding a theory

ارائه یک نظریه

جملات نمونه

he was hazarding a guess about the outcome of the game.

او در حال حدس زدن درباره نتیجه بازی بود.

she is hazarding a bet on the stock market.

او در حال شرط‌بندی در بازار سهام است.

they were hazarding their lives to save the trapped miners.

آنها جان خود را به خطر انداختند تا معدن‌گران گرفتار را نجات دهند.

hazarding a statement without full information can lead to misunderstandings.

اظهار نظر بدون اطلاعات کامل می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he is hazarding a theory about the origins of the universe.

او نظریه‌ای در مورد منشاء جهان مطرح می‌کند.

by hazarding a suggestion, you might inspire new ideas.

با ارائه یک پیشنهاد، ممکن است الهام‌بخش ایده‌های جدید شوید.

she was hazarding a smile despite the serious situation.

او با وجود شرایط جدی لبخند می‌زد.

hazarding a conclusion too quickly can be detrimental.

رسیدن به نتیجه‌گیری خیلی سریع می‌تواند مضر باشد.

he is hazarding a chance to win the lottery.

او شانس برنده شدن در قرعه‌کشی را به خطر می‌اندازد.

hazarding a trip without proper planning can be risky.

سفر بدون برنامه‌ریزی مناسب می‌تواند خطرناک باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید