headdresses

[ایالات متحده]/ˈhɛdˌrɛsɪz/
[بریتانیا]/ˈhɛdˌrɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش‌های تزئینی برای سر؛ سبک‌های آرایش مو

عبارات و ترکیب‌ها

traditional headdresses

سرپوش‌های سنتی

ceremonial headdresses

سرپوش‌های مراسمی

decorative headdresses

سرپوش‌های تزئینی

cultural headdresses

سرپوش‌های فرهنگی

native headdresses

سرپوش‌های بومی

feathered headdresses

سرپوش‌های پردار

stylish headdresses

سرپوش‌های شیک

vintage headdresses

سرپوش‌های قدیمی

ornate headdresses

سرپوش‌های مزین

modern headdresses

سرپوش‌های مدرن

جملات نمونه

she wore beautiful headdresses for the ceremony.

او کلاه های زیبا برای مراسم پوشید.

headdresses are often used in traditional dances.

کلاه ها اغلب در رقص های سنتی استفاده می شوند.

they sell a variety of headdresses at the festival.

آنها انواع مختلفی از کلاه ها را در جشنواره می فروشند.

many cultures have unique headdresses for special occasions.

فرهنگ های زیادی کلاه های منحصر به فرد برای مناسبت های خاص دارند.

she designs headdresses inspired by nature.

او کلاه هایی با الهام از طبیعت طراحی می کند.

headdresses can symbolize status and identity.

کلاه ها می توانند نمادی از موقعیت و هویت باشند.

they are known for their elaborate headdresses.

آنها به خاطر کلاه های پیچیده خود شناخته می شوند.

headdresses play a significant role in cultural heritage.

کلاه ها نقش مهمی در میراث فرهنگی ایفا می کنند.

she collects vintage headdresses from around the world.

او کلاه های قدیمی را از سراسر جهان جمع آوری می کند.

headdresses can be made from feathers, beads, and fabric.

کلاه ها را می توان از پرها، مهره ها و پارچه تهیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید