heartier

[ایالات متحده]/'hɑːtɪə/
[بریتانیا]/'hɑrtiɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر صمیمی; گرم و صادق; قوی و سالم; پر از روح و انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

heartier meal

وعده غذایی مقوی‌تر

heartier laugh

خنده رسا‌تر

heartier welcome

آغوش گرم‌تر

heartier handshake

دست دادن محکم‌تر

heartier cheer

تشویق پرشورتر

heartier support

حمایت قوی‌تر

heartier conversation

گفتگوی صمیمی‌تر

heartier response

پاسخگویی بهتر

heartier portion

سهم بیشتر

heartier flavor

طعم دلچسب‌تر

جملات نمونه

she prepared a heartier meal for the guests.

او یک وعده غذایی مقوی‌تر برای مهمانان آماده کرد.

the heartier the breakfast, the better the day starts.

هرچه صبحانه مقوی‌تر باشد، روز بهتر شروع می‌شود.

he prefers heartier soups during the winter.

او در زمستان ترجیح می‌دهد سوپ‌های مقوی‌تری بخورد.

after the workout, we enjoyed a heartier snack.

بعد از تمرین، از یک میان‌وعده مقوی‌تر لذت بردیم.

they opted for a heartier dish at the restaurant.

آنها در رستوران یک غذای مقوی‌تر انتخاب کردند.

a heartier diet can help build muscle.

یک رژیم غذایی مقوی‌تر می‌تواند به ساخت عضله کمک کند.

she found the heartier bread more satisfying.

او نان مقوی‌تر را بیشتر راضی‌کننده یافت.

for the picnic, we packed heartier sandwiches.

برای پیک‌نیک، ساندویچ‌های مقوی‌تری بسته‌بندی کردیم.

heartier meals are often more comforting.

وعده‌های غذایی مقوی‌تر اغلب دلپذیرتر هستند.

he enjoys heartier flavors in his dishes.

او طعم‌های مقوی‌تر را در غذاهایش دوست دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید