heckled

[ایالات متحده]/ˈhɛkəld/
[بریتانیا]/ˈhɛkəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک سخنران را با نظرات یا سوالات تهاجمی قطع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

heckled speaker

سخنران مورد تمسخر قرار گرفت

heckled audience

مخاطبان مورد تمسخر قرار گرفتند

heckled performer

هنرمند مورد تمسخر قرار گرفت

heckled politician

سیاستمدار مورد تمسخر قرار گرفت

heckled event

رویداد مورد تمسخر قرار گرفت

heckled speech

سخنرانی مورد تمسخر قرار گرفت

heckled debate

مناظره مورد تمسخر قرار گرفت

heckled show

نمایش مورد تمسخر قرار گرفت

heckled comedy

کمدی مورد تمسخر قرار گرفت

heckled rally

گردهمایی مورد تمسخر قرار گرفت

جملات نمونه

the comedian was heckled during his performance.

بازیکن خردسال در طول اجرا مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

she was heckled by the audience for her controversial opinions.

او به دلیل نظرات جنجالی‌اش توسط تماشاچیان مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

the politician was heckled at the rally.

سیاستمدان در گردهمایی مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

he tried to ignore the hecklers in the crowd.

او سعی کرد مزاحمت‌کنندگان را در میان جمعیت نادیده بگیرد.

during the debate, she was heckled by her opponents.

در طول بحث، او توسط مخالفانش مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

the speaker was interrupted and heckled repeatedly.

سخنرانی بارها قطع و مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

he felt discouraged after being heckled.

او بعد از مورد آزار و اذیت قرار گرفتن احساس ناامیدی کرد.

they heckled him, but he remained calm.

آنها به او توهین کردند، اما او آرامان باقی ماند.

the audience heckled the band for playing too long.

تماشاچیان به دلیل طولانی بودن آهنگ، گروه را مورد آزار و اذیت قرار دادند.

he was heckled for his unusual fashion choices.

او به دلیل انتخاب‌های مد غیرمعمولش مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید