teased

[ایالات متحده]/tiːzd/
[بریتانیا]/tiːzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور بازیگوشانه از کسی تمسخر کردن؛ شانه کردن (پشم و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

teased about

در مورد مسخره کردن

teased him

او را مسخره کردند

teased her

او را مسخره کردند

teased me

من را مسخره کردند

teased out

بیرون کشیدن و مسخره کردن

teased apart

از هم جدا کردن و مسخره کردن

playfully teased

به طور بازیگوشانه مسخره کرد

gently teased

به آرامی مسخره کرد

teased friends

دوستان را مسخره کرد

teased playfully

به طور بازیگوشانه مسخره کرد

جملات نمونه

she teased him about his new haircut.

او در مورد مدل موی جدیدش با او شوخی کرد.

the children teased their friend for being afraid of the dark.

کودکان دوست خود را به دلیل ترس از تاریکی مسخره کردند.

he playfully teased her for being late.

او به طور بازیگانه او را به دلیل دیر رسیدنش مسخره کرد.

they teased each other during the game.

آنها در طول بازی با یکدیگر شوخی کردند.

my siblings always teased me when i was younger.

برادر و خواهر هایم همیشه وقتی که جوانتر بودم با من شوخی می کردند.

she was teased for her unusual taste in music.

او به دلیل سلیقه غیرمعمولش در موسیقی مورد تمسخر قرار گرفت.

he teased his coworker about her coffee addiction.

او با همکارش در مورد اعتیادش به قهوه شوخی کرد.

they gently teased him about his obsession with video games.

آنها به آرامی با او در مورد وسواسش در بازی های ویدیویی شوخی کردند.

she teased him until he finally admitted the truth.

او با او شوخی کرد تا اینکه بالاخره حقیقت را گفت.

friends often tease each other in a light-hearted way.

دوستان اغلب به روشی سرگرم کننده با یکدیگر شوخی می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید