teased about
در مورد مسخره کردن
teased him
او را مسخره کردند
teased her
او را مسخره کردند
teased me
من را مسخره کردند
teased out
بیرون کشیدن و مسخره کردن
teased apart
از هم جدا کردن و مسخره کردن
playfully teased
به طور بازیگوشانه مسخره کرد
gently teased
به آرامی مسخره کرد
teased friends
دوستان را مسخره کرد
teased playfully
به طور بازیگوشانه مسخره کرد
she teased him about his new haircut.
او در مورد مدل موی جدیدش با او شوخی کرد.
the children teased their friend for being afraid of the dark.
کودکان دوست خود را به دلیل ترس از تاریکی مسخره کردند.
he playfully teased her for being late.
او به طور بازیگانه او را به دلیل دیر رسیدنش مسخره کرد.
they teased each other during the game.
آنها در طول بازی با یکدیگر شوخی کردند.
my siblings always teased me when i was younger.
برادر و خواهر هایم همیشه وقتی که جوانتر بودم با من شوخی می کردند.
she was teased for her unusual taste in music.
او به دلیل سلیقه غیرمعمولش در موسیقی مورد تمسخر قرار گرفت.
he teased his coworker about her coffee addiction.
او با همکارش در مورد اعتیادش به قهوه شوخی کرد.
they gently teased him about his obsession with video games.
آنها به آرامی با او در مورد وسواسش در بازی های ویدیویی شوخی کردند.
she teased him until he finally admitted the truth.
او با او شوخی کرد تا اینکه بالاخره حقیقت را گفت.
friends often tease each other in a light-hearted way.
دوستان اغلب به روشی سرگرم کننده با یکدیگر شوخی می کنند.
teased about
در مورد مسخره کردن
teased him
او را مسخره کردند
teased her
او را مسخره کردند
teased me
من را مسخره کردند
teased out
بیرون کشیدن و مسخره کردن
teased apart
از هم جدا کردن و مسخره کردن
playfully teased
به طور بازیگوشانه مسخره کرد
gently teased
به آرامی مسخره کرد
teased friends
دوستان را مسخره کرد
teased playfully
به طور بازیگوشانه مسخره کرد
she teased him about his new haircut.
او در مورد مدل موی جدیدش با او شوخی کرد.
the children teased their friend for being afraid of the dark.
کودکان دوست خود را به دلیل ترس از تاریکی مسخره کردند.
he playfully teased her for being late.
او به طور بازیگانه او را به دلیل دیر رسیدنش مسخره کرد.
they teased each other during the game.
آنها در طول بازی با یکدیگر شوخی کردند.
my siblings always teased me when i was younger.
برادر و خواهر هایم همیشه وقتی که جوانتر بودم با من شوخی می کردند.
she was teased for her unusual taste in music.
او به دلیل سلیقه غیرمعمولش در موسیقی مورد تمسخر قرار گرفت.
he teased his coworker about her coffee addiction.
او با همکارش در مورد اعتیادش به قهوه شوخی کرد.
they gently teased him about his obsession with video games.
آنها به آرامی با او در مورد وسواسش در بازی های ویدیویی شوخی کردند.
she teased him until he finally admitted the truth.
او با او شوخی کرد تا اینکه بالاخره حقیقت را گفت.
friends often tease each other in a light-hearted way.
دوستان اغلب به روشی سرگرم کننده با یکدیگر شوخی می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید