rowdy hecklers
همراهان پر سر و صدا
angry hecklers
همراهان عصبانی
persistent hecklers
همراهان اصرار کننده
loud hecklers
همراهان بلند صدا
disruptive hecklers
همراهان مختل کننده
funny hecklers
همراهان خنده دار
rude hecklers
همراهان بی ادب
unruly hecklers
همراهان نامرتب
friendly hecklers
همراهان دوستانه
hostile hecklers
همراهان خصمانه
the comedian faced several hecklers during the show.
در طول برنامه، کمدین با چندین مزاحم روبرو شد.
he learned to deal with hecklers effectively.
او یاد گرفت که به طور موثر با مزاحمتها مقابله کند.
he silenced the hecklers with a clever comeback.
او با یک پاسخ هوشمندانه مزاحمتها را ساکت کرد.
he was known for his ability to handle hecklers.
او به تواناییاش در مقابله با مزاحمتها معروف بود.
he turned the hecklers' insults into jokes.
او توهینهای مزاحمتها را به شوخی تبدیل کرد.
he asked the hecklers to be quiet during his performance.
او از مزاحمتها خواست که در طول اجرا ساکت باشند.
some hecklers can be quite disruptive.
برخی از مزاحمتها میتوانند بسیار آزاردهنده باشند.
he had to pause his act because of the hecklers.
به دلیل مزاحمتها مجبور شد اجرای خود را متوقف کند.
he made a joke about the hecklers in the audience.
او درباره مزاحمتهایی که در بینندگان بودند، شوخی کرد.
he enjoyed the challenge of dealing with hecklers.
او از چالش مقابله با مزاحمتها لذت میبرد.
rowdy hecklers
همراهان پر سر و صدا
angry hecklers
همراهان عصبانی
persistent hecklers
همراهان اصرار کننده
loud hecklers
همراهان بلند صدا
disruptive hecklers
همراهان مختل کننده
funny hecklers
همراهان خنده دار
rude hecklers
همراهان بی ادب
unruly hecklers
همراهان نامرتب
friendly hecklers
همراهان دوستانه
hostile hecklers
همراهان خصمانه
the comedian faced several hecklers during the show.
در طول برنامه، کمدین با چندین مزاحم روبرو شد.
he learned to deal with hecklers effectively.
او یاد گرفت که به طور موثر با مزاحمتها مقابله کند.
he silenced the hecklers with a clever comeback.
او با یک پاسخ هوشمندانه مزاحمتها را ساکت کرد.
he was known for his ability to handle hecklers.
او به تواناییاش در مقابله با مزاحمتها معروف بود.
he turned the hecklers' insults into jokes.
او توهینهای مزاحمتها را به شوخی تبدیل کرد.
he asked the hecklers to be quiet during his performance.
او از مزاحمتها خواست که در طول اجرا ساکت باشند.
some hecklers can be quite disruptive.
برخی از مزاحمتها میتوانند بسیار آزاردهنده باشند.
he had to pause his act because of the hecklers.
به دلیل مزاحمتها مجبور شد اجرای خود را متوقف کند.
he made a joke about the hecklers in the audience.
او درباره مزاحمتهایی که در بینندگان بودند، شوخی کرد.
he enjoyed the challenge of dealing with hecklers.
او از چالش مقابله با مزاحمتها لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید