airfield

[ایالات متحده]/'eəfiːld/
[بریتانیا]/'ɛrfild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یک فرودگاه کوچک بدون ساختمان) مکانی که هواپیماها می‌توانند بلند شوند و فرود بیایند
Word Forms
جمعairfields

عبارات و ترکیب‌ها

military airfield

فرودگاه نظامی

commercial airfield

فرودگاه تجاری

small airfield

فرودگاه کوچک

regional airfield

فرودگاه منطقه‌ای

rural airfield

فرودگاه روستایی

جملات نمونه

the airfield is right out in the country.

فرودگاه درست در خارج از مناطق روستایی قرار دارد.

a subsidiary raid was carried out on the airfield to create a diversion.

یک حمله فرعی به فرودگاه انجام شد تا حواس‌پرتی ایجاد شود.

the airfield was bombed and made inoperable.

فرودگاه بمباران شد و غیرقابل استفاده شد.

The airfield is ringed with armoured cars.

فرودگاه با خودروهای زرهی احاطه شده است.

pilots returned to the airfields to crater the runways.

خلبانان برای ایجاد گودال در باندها به فرودگاه‌ها بازگشتند.

there appear to be a number of airfields dotted about .

به نظر می‌رسد تعدادی فرودگاه در اطراف پراکنده هستند.

The foreign guests were motored from the airfield to the guest house.

مهمانان خارجی با خودرو از فرودگاه به مهمانسرا منتقل شدند.

The foreign guests were motored from the airfield to the hotel.

مهمانان خارجی با خودرو از فرودگاه به هتل منتقل شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید