helixes

[ایالات متحده]/ˈhɛlɪksɪz/
[بریتانیا]/ˈhɛlɪksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختارهای حلزونی

عبارات و ترکیب‌ها

double helixes

هلیكس‌های دوگانه

dna helixes

هلیكس‌های DNA

spiral helixes

هلیكس‌های مارپیچی

protein helixes

هلیكس‌های پروتئینی

right-handed helixes

هلیكس‌های راست‌دست

left-handed helixes

هلیكس‌های چپ‌دست

alpha helixes

هلیكس‌های آلفا

beta helixes

هلیكس‌های بتا

coiled helixes

هلیكس‌های مارپیچ

circular helixes

هلیكس‌های دایره‌ای

جملات نمونه

the dna helixes in our cells carry genetic information.

حلقه‌های DNA در سلول‌های ما حاوی اطلاعات ژنتیکی هستند.

scientists study the structure of helixes to understand their functions.

دانشمندان ساختار مارپیچ‌ها را برای درک عملکردهای آنها مطالعه می‌کنند.

helixes can be found in many biological molecules.

مارپیچ‌ها را می‌توان در بسیاری از مولکول‌های زیستی یافت.

the double helixes of dna are essential for life.

مارپیچ‌های دوتایی DNA برای زندگی ضروری هستند.

we can visualize helixes using advanced imaging techniques.

ما می‌توانیم مارپیچ‌ها را با استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری پیشرفته تجسم کنیم.

helixes play a crucial role in protein folding.

مارپیچ‌ها نقش مهمی در تا شدن پروتئین‌ها ایفا می‌کنند.

in mathematics, helixes can describe certain curves in three-dimensional space.

در ریاضیات، مارپیچ‌ها می‌توانند برخی از منحنی‌ها را در فضای سه بعدی توصیف کنند.

helixes can be found in nature, such as in shells and plants.

مارپیچ‌ها را می‌توان در طبیعت یافت، مانند در صدف‌ها و گیاهان.

researchers are exploring the properties of synthetic helixes.

محققان در حال بررسی خواص مارپیچ‌های مصنوعی هستند.

understanding helixes is important for advancements in biotechnology.

درک مارپیچ‌ها برای پیشرفت در بیوتکنولوژی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید