twist

[ایالات متحده]/twɪst/
[بریتانیا]/twɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را در حرکتی دایره‌ای چرخاندن؛ باعث ایجاد تغییر شکل یا نقص در چیزی شدن؛ از طریق خم کردن یا کشیدن آسیب رساندن
n. یک خم یا منحنی در چیزی؛ صدمه‌ای که به دلیل خم کردن یا کشیدن ایجاد می‌شود
vi. در حرکتی دایره‌ای حرکت کردن؛ خمیده یا کج شدن
Word Forms
زمان گذشتهtwisted
صفت یا فعل حال استمراریtwisting
قسمت سوم فعلtwisted
شکل سوم شخص مفردtwists
جمعtwists

عبارات و ترکیب‌ها

twist of fate

پیچ و تاب سرنوشت

twist and turn

پیچ و تاب

plot twist

پیچش داستانی

twist the truth

دستکاری حقیقت

twist and shout

پیچ و فریاد

twist someone's arm

دست کسی را دراز کردن

twist the knife

وضعیت را بدتر کردن

twists and turns

پیچ و تاب

twist drill

دریل پیچشی

twist angle

زاویه پیچش

twist off

باز کردن با چرخاندن

twist yarn

پیچاندن نخ

direction of twist

جهت پیچش

جملات نمونه

Twist the tourniquet tighter.

سفت کردن تورنیکت بیشتر.

a sharp twist in the path.

یک پیچ و خم ناگهانی در مسیر.

a twist in one's nature

پیچشی در طبیعت کسی.

twisting wire into a loop.

پیچیدن سیم به شکل یک حلقه.

twist off a dead branch.

شکستن شاخه مرده.

Twist the lid to open it.

برای باز کردن آن، درب را بچرخانید.

a day of arm-twisting by government whips.

یک روز فشار و اجبار توسط نمایندگان دولت.

the twists and turns in the passageways.

پیچ و خم ها در راهروها.

he twisted himself free.

او خود را آزاد کرد.

a man with a twisted mind.

مردی با ذهنی منحرف.

Too much force will twist the key.

فشار زیاد باعث پیچیده شدن کلید خواهد شد.

a twisted skein of lies.

یک کلاف دروغ پیچ خورده.

twist flowers in one's hair.

گل بافتن در مو.

twisted off the bottle cap.

درپوش بطری را چرخاند.

twist one's mouth into a wry smile.

لبخند کج روی لب خود نشان دادن.

The trauma twisted the child's outlook.

تروما دیدگاه کودک را تحریف کرد.

a twist of fate; a story with a quirky twist.

پیچشی از سرنوشت؛ داستانی با پیچش عجیب.

an odd twist to his character.

یک پیچیدگی عجیب در شخصیت او.

نمونه‌های واقعی

But satellite pictures have revealed a surprising twist.

اما تصاویر ماهواره‌ای نشان داده‌اند که یک پیچ و خُرت غیرمنتظره وجود دارد.

منبع: Beautiful China

His writing has a legal twist about it.

نوشتن او حال و هوای حقوقی دارد.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

I believe that a joke is a brief oral narrative with a climactic humorous twist.

من معتقدم که یک شوخی یک روایت شفاهی کوتاه با یک پیچش خنده‌دار اوج‌گرفته است.

منبع: The Big Bang Theory Season 7

Harris did a Harris twist. - Love it.

هریس یک حرکت هریس انجام داد. - دوستش داشته باشید.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

Fear twists facts into fiction that becomes indistinguishable from ignorance.

ترس واقعیت‌ها را به داستان تبدیل می‌کند که از نادانی غیرقابل تشخیص می‌شود.

منبع: Celebrity Speech Compilation

There's one more twist to the delegate story.

یک پیچش دیگر در داستان نمایندگان وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Mr Levi's thesis has an unusual twist.

رساله آقای لوی یک پیچش غیرمعمول دارد.

منبع: The Economist - Arts

Did you think that that was a twist?

آیا فکر کردید که آن یک پیچش بود؟

منبع: Modern Family Season 6

And some of these cases have interesting twists.

و برخی از این موارد پیچش‌های جالبی دارند.

منبع: Simple Psychology

No, Kate, now you're twisting my words.

نه، کیت، حالا داری حرف‌های من رو تحریف می‌کنی.

منبع: S03

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید