coils

[ایالات متحده]/kɔɪlz/
[بریتانیا]/kɔɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رول‌ها یا حلقه‌های مواد؛ ورق‌ها یا نوارهای قلع‌اندود

عبارات و ترکیب‌ها

coil springs

فشارهای مارپیچ

wire coils

سیم‌پیچ‌ها

coils of wire

سیم‌پیچ‌ها

coil winding

پیچش سیم‌پیچ

coil design

طراحی سیم‌پیچ

coil resistance

مقاومت سیم‌پیچ

coils of smoke

پیچ‌های دود

coils of cable

پیچ‌های کابل

coils of energy

پیچ‌های انرژی

جملات نمونه

the wires are wrapped into coils for better storage.

سیم‌ها به شکل مارپیچ برای ذخیره‌سازی بهتر پیچیده شده‌اند.

she watched the smoke coils rise into the air.

او تماشا کرد که دود از مارپیچ‌ها به هوا می‌رود.

the springs in the mattress are made of coils.

فنرهای تشک از مارپیچ‌ها ساخته شده‌اند.

the artist created a sculpture with metal coils.

هنرمند مجسمه‌ای با مارپیچ‌های فلزی خلق کرد.

the coils of the heater warmed up the room quickly.

مارپیچ‌های بخاری به سرعت اتاق را گرم کردند.

he carefully arranged the coils of the garden hose.

او به دقت مارپیچ‌های شلنگ باغ را مرتب کرد.

the coils in the engine help to regulate temperature.

مارپیچ‌های داخل موتور به تنظیم دما کمک می‌کنند.

the roller coaster has many twists and coils.

قطار کوکی دارای پیچ و خم و مارپیچ‌های زیادی است.

the coils of the snake moved silently through the grass.

مارپیچ‌های مار به آرامی از میان علف‌ها حرکت می‌کردند.

she created beautiful patterns using colorful coils of yarn.

او با استفاده از مارپیچ‌های رنگارنگ نخ، الگوهای زیبایی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید