helminthicide

[ایالات متحده]/hɛlˈmɪnθɪsaɪd/
[بریتانیا]/hɛlˈmɪnθɪsaɪd/

ترجمه

n. یک دارو که کرم‌های پارازیتی را کشند؛ یک عامل ضد کرم یا ضد حلقه‌های گوشتی که برای درمان عفونت‌های کرم استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

helminthicide treatment

درمان با داروی ضد کرم

helminthicide resistance

مقاومت در برابر داروی ضد کرم

helminthicide efficacy

کارایی داروی ضد کرم

administer helminthicide

تزریق داروی ضد کرم

helminthicide dose

دوز داروی ضد کرم

helminthicide use

استفاده از داروی ضد کرم

helminthicide therapy

درمان با داروی ضد کرم

effective helminthicide

داروی ضد کرم موثر

helminthicide application

کاربرد داروی ضد کرم

جملات نمونه

the veterinarian prescribed a broad-spectrum helminthicide to treat the horse's parasite infection.

دکتر حیوانات یک داروی ضد کرم گسترده طیف را برای درمان عفونت کرم اسب تجویز کرد.

regular helminthicide treatment is essential for maintaining flock health in sheep farming.

در مزرعه پرورش گوسفند، درمان منظم با داروی ضد کرم برای حفظ سلامت گله ضروری است.

researchers are studying the growing problem of helminthicide resistance in agricultural settings.

پژوهشگران به بررسی مسئله افزایش مقاومت در برابر داروی ضد کرم در محیط‌های کشاورزی می‌پردازند.

the effectiveness of this helminthicide depends on proper dosage and administration timing.

این داروی ضد کرم به درستی دوز داده شده و زمان تجویز آن بستگی دارد.

farmers must rotate helminthicide classes to prevent parasite resistance development.

کشاورزان باید از کلاس‌های مختلف داروی ضد کرم استفاده کنند تا از توسعه مقاومت کرم‌ها جلوگیری شود.

some natural helminthicide alternatives are being explored as sustainable solutions.

برخی جایگزین‌های طبیعی داروی ضد کرم به عنوان راه‌حل‌های پایدار مورد بررسی قرار می‌گیرند.

this helminthicide selectively targets harmful parasites while preserving beneficial gut bacteria.

این داروی ضد کرم به طور انتخابی به کرم‌های مضر هدف قرار می‌گیرد در حالی که باکتری‌های مفید روده را حفظ می‌کند.

improper helminthicide use can lead to toxic side effects in livestock.

استفاده نادرست از داروی ضد کرم می‌تواند عوارض سمی در دام‌ها ایجاد کند.

regulatory agencies monitor helminthicide residues in meat and dairy products.

سازمان‌های نظارتی باقی‌مانده داروی ضد کرم در محصولات گوشتی و لبنی را نظارت می‌کنند.

developing new helminthicide compounds remains a priority for global health organizations.

تولید ترکیبات جدید داروی ضد کرم هنوز اولویتی برای سازمان‌های بهداشت جهانی است.

always consult a veterinarian before administering any helminthicide to animals.

قبل از تجویز هرگونه داروی ضد کرمی به حیوانات، همیشه با دکتر حیوانات مشورت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید